پایه اول ابتدایی

گروه پایه اول شهرستان قاینات

عکس متفاوت ازکلاس

      

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 16:31  توسط محمدخسروی  | 

جدول بودجه بندی پایه اول

 

     (بسمه تعالی)

اداره آموزش وپرورش شهرستان قاین ( واحد تکنولوژی وگروههای آموزشی )

جدول زمانبندی  برای تدریس دروس ( پایه اوّل  )  ابتدایی                                                                              سال تحصیلی :91/90

نام درس

نوبت اوّل

نوبت دوم

مهر

آبان

آذر

دی

بهمن

اسفند

فروردین

اردیبهشت

قرآن

 

ص1-21

ص22-29

ص30تا37

ص38-47

ص48-57

ص58-66

ص67-71

ص72-80

فارسی

هرهفته حدود2نشانه

نگاره1- 10

درس 1-4

درس 5-8

درس9-12

درس13-15

روان خوانی

درس16-19

درس20-21

درس22-روان خوانی ومرور وتمرین

کتاب کار فارسی

ص1-24

25-48

49-70

71-86

87-102

103-120

121-130

131-137مرور وتمرین

علوم تجربی

هرماه2تم یا

حدود14صفحه

درس1-3

ص10-17

درس3-5

18-33

درس5-7

34-49

درس 8-9

50-59

درس9-10

60-69

درس11-12

70-91

درس13

92- 99

درس14

100-103مروروبررسی

ریاضیّات

هرماه حدود3تم

ص1-24

25-48

49-72

73-96

97-120

121-144

145-155

156-175

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 14:39  توسط محمدخسروی  | 

مجلّه آموزش ابتدایی1 ( ضمن خدمت غیر حضوری90مهر تا دی) کددوره: 91400520 دی ماه

هوش های چندگانه وارتباط            «دکترلیلاسلیقه دار»

اشاره

هنگامی که سخن ازارتباط به میان می آید،تعامل ودوجنبه بودن آن مدنظراست.اماآن چه به ارتباط معنامی دهدواثربخش می سازد، تعامل هریک ازدوطرف باخودشان است.میزان شناختی که هرفردازخوددارد،می تواندبه ایجادارتباط مؤثربا دیگران منجر شود.دراین مقاله تلاش شده است تاضمن توجه به اهمیت خودشناسی معلمان،به مقوله ی جایگاه مؤثرهوش های چندگانه ی معلم درایجادارتباط بادانش آموزنیزاشاره شود.

برای شناخت خودروش های گوناگونی وجوددارد.یکی ازاین راه هاآشنایی بامقوله ی هوش هاوتوانایی های ذهنی چندگانه  درانسان است.آدمی دارای سطوح گوناگون توانایی های ذهنی است.این توانایی هامی تواندتااندازه ی زیادی تعیین کننده نوع ارتباط فردبامحیط اطراف باشد.

به عنوان مثال،فردی که ازتوانایی زبانی بالایی برخورداراست بیشتربه کتاب،نوشته وخواندن علاقه منداست.به همین دلیل اگرنتواندارتباط رودرروبرقرارکند،ترجیح می دهدبرایتان یادداشت بگذارد.بدیهی است که اگراوآموزگارباشد،دروس مربوط به تاریخ واجتماعی رابهترازدرس های علوم وریاضیات می آموزاند،زیراخودراباماهیت برخی ازآن هانزدیک تراحساس می کند.

ازسوی دیگردرچنین کلاسی بدیهی است دانش آموزانی باسایرتوانایی های ذهنی حاضرباشندکه راه های دیگری برای ارتباط با آن هاوجود دارد.به عنوان مثال دانش آمزباهوش مکانی بالا،بیش ازهرچیزبه رنگ ها،خطوط وتصاویرعلاقه منداست.بنابراین اوچندان به کلمه هاوتوضیحات شفاهی وکتبی رغبتی ندارد.دراین شرایط این احتمال وجودداردکه تلاش های معلم یادشده برای جلب توجه دانش اموزی بااین ویژگی به نتیجه ی موردنظرنرسد.دراین جایکی ازشرایط اساسی ارتباط که اهمیت هردوسوی ارتباط درایجادان است،نادیده گرفته شده است.این اصل یادآوری می کندکه خودشناسی (والبته مخاطب شناسی9ازجایگاه وضرورت خاصی برخورداراست.

شناخت خود،شناخت دیگران

دراین نوع نگاه به ارتباط،پیش ازهرتلاشی می بایست برای شناخت خوددردرجه ی اول ونیزشناخت افرادی که درپی ایجادارتباط با آن هاهستیم شرایطی رافراهم آوریم.ازآن جاکه دراغلب متن های مربوط به ارتباط معلم ودانش آموز،توجه به نیازها،ویژگی هاوعلاقه مندی های مخاطب(دانش آموز)موردتوجه وبررسی قرارگرفته است،بنابراین دراین جاتمرکزبیشتربرمعلم ونقش مهم شناخت خوددرایجادتعامل سازنده بادانش آموز مطالعه می شود.

پیش ازبیان ویژگی های معلمان دارای توانایی های ذهنی گوناگون،لازم است به نکاتی توجه شود:

1.مقوله های هوشی معمولاًبه شکلی پیچیده درارتباط بایکدیگرهستندوبراین اساس نمی توانیم بااطمینان بگوییم که رفتاریک فردمی توانددقیقاًوصرفاًتحت تأثیریک نوع هوش قرارگرفته باشدفامابالابودن یک نوع توانایی خاص می توانداکثررفتارومنش وجوی اوراتحت تأثیرقراردهد.

2.ازسوی دیگرازآن جاکه همه ی افرادمی توانندهریک ازهوش های خودراتقویت کنند،بنابراین کسب آگاهی درباره ی توانایی های ذهنی خودمی تواندبه تلاش برای رشدان هامنجرشود.

3.معلمی ازجمله حرفه هایی است که باافرادی باهوش ها چندگانه متنوع ودرسطوح گوناگون روبه روست ومی بایست برای تحقق اهداف موردنظردرآموزش وپرورش باتمامی آن هاارتباط برقرارکند.به همین دلیل آشنایی اوباانواع هوش هاونیزسعی درشکوفایی هرچه بیشترتوانایی های ذهنی خودبرای ایجادارتباطی اثربخش اجتناب ناپذیراست.

درادامه به نمونه هایی ازهوش های چندگانه اشاره شده است که درآن به صورت اغراق آمیزی تلاش شده تااثرات یک سویه توجه به یک نوع هوش درکلاس بررسی شود.

آموزگارباهوش منطقی

نوعی ازهوش های یادگیری بانام توانایی منطقی شناخته می شودکه درآن،فردبه اعدادوارقام بسیارعلاقه منداست.دلیل این علاقه مندی وجودرابطه ی منطقی بین آن هااست.براین اساس هرنوع معادله ویابیانی که درآن منطقی حاکم باشدازموضوعات موردتوجه این گروه است.برای برقراری ارتباط بااین افرادلازم است استدلال سرلوحه ی امرقراربگیرد.به دیگرسخن،ذکردلایل ومجسم کردن الگو،ترتیب وتوالی درپذیرش مطلب بسیارتأثیرگذاراست.

معلمان دارای این نوع توانایی ذهنی ،بیش ازهرچیزمی خواهندبادلیل وبرهان دیدگاه های خودرامطرح کنند.آن هاکمتراحساسی رفتارمی کنندوبه همین دلیل ازدانش آموزان خودهم انتظاردارندکه تاهمین اندازه درانجام هرفعالیتی به علت هاتوجه کنند،برای ارائه نظرخوتابع اگوی خاصی باشندفهرچیزی راباروش خاصی اندازه گیری وطبقه بندی کنندوالبته ه درس هایی مانندریاضی وعلوم تجربی که برآن هابیشتردلیل وبرهان حاکم است؛علاقه مندومسلط باشند.

اصرار داشتن برچنین نوع تفکری می تواندموجب شودکه سایرابعادذهنی وروحی دانش آموزان نادیده گرفته شودوبسیاری ازجنبه های جاذب درکلاس درس نابودگردد.هم چنین معلمی که تنهابااتکابه این نوع هوش ذهنی کلاس خودراهدایت می کند،به فردی تبدیل می شودکه نمی تواندبه راحتی اتفاقاتی که هیچ دلیل منطقی درایجادآن هامؤثربوده رادرک کندویااحساسات دانش آموزرا پذیرفته وباانعطاف ازکنارمسائل گوناگون بگذرد.این خودعامل ایجادارتباطی یک سویه باحداقل تأثیرگذاری خواهدبود.

آموزگارباهوش حرکتی – جسمانی

دریکی ازسال های کاری خودبه عنوان معلم راهنما،مسؤول سرکشی به کلاس های گوناگون ونظارت برعملکردمعلمان بودم.درکلاسی بامعلمی آشنشدم که درپایه ی اول تدریس می کرد.اوبرای تمام فعالیت های یادگیری دانش آموزان حرکاتی رادرنظرگرفته بود.به عنوان مثال دانش آموزان بایدبرای ابرازهرنوع درخواستی ازمعلم یک نوع حرکت رانشان می دادند. همچنین بیشترآموزه های کلاسی آنان باحرکت دانش اموزان درکلاس ویاحرکت بدن آنان همراه بود.باتمام نشاطی که درابتدای روزدرکلاس احساس می شد،تصورخستگی حاصل ازتکراراین گونه فعالیت هادرساعات پایانی روز،درمدرسه کاملاًمشهودبود.

این یکی ازویژگی های معلمانی است که خودازتوانایی حرکتی – جسمانی بیشتری درذهن خودبهره مندهستند.این افرادمی توانندبه شایستگی اززبان بدن خوداستفاده کنند.ازآن جاکه تحمل ماندن وسکون دریک نقطه راندارند،به صورت مداو درکلاس درحرکت هستندکه باوجواثرات مطلوب این ویژگی، معمولاًتحمل این حرکات درزمان انجام فعالیت هایی که به تمرکززیادی احتیاج دارد؛غیرممکن است.

هم چنین تکیه صرف براین نوع هوش،موجب می شودکه معلم به جای استفاده ازرسانه هایی مانندنمایش فیلم ویاخواندن ازروی منابع،درهمه ی شرایط ترجیح بدهدکه ان هارااجراکندوبه همین دلیل دربرخی ازمواردنتواندبه درستی موقعیت مناسب آموزشی رافراهم آورد.

فعالیت فردی یاگروهی؟

ازدیگرهوش های چندگانه،هوش های درون فردی وبرون فردی است.فرددارای هوش میان فردی ازبودن بادیگران بیشترلذت می برد. به همین جهت انجام کارهای گروهی رابرانجام کارهای انفرادی ترجیح می دهدوبه همین دلیل ازاین که بامسئله ی خود رابادیگران درمیان بگذاردوازآن هادرخواست کمکم کند،احساس خوبی دارد.درآن سوی این افراد،کسانی هستندکه باداشتن هوش درون فردی بالا،به انجام اموربه صورت انفرادی بیشترعلاقه مندهستند.آن هاترجیح می دهندمسائل خودرابه تنهایی حل کنندوازاین که مجبورشونداحساس یاویژگی خودرابادیگران درمیان بگذارند،احساس خوبی ندارند.

حال آموزگاری راتصورکنیدکه دارای هوش درون فردی یامیان فردی بالایی است ومی خواهد صرفاًباتوجه به این ویژگی خودبادانش آموزان ارتباط برقرارکندوباایجادتعامل ،راه یادگیری راسهل ترکند.درصورتی که اوباتکیه برهوش میان فردی خودرفتارکند،دراین صورت اغلب فعالیت هادرکلاس اوبه صورت گروهی اجراخواهدشد.دانش آموزان کمترفرصت خواهندداشت تابه صورت انفرادی بیندیشند،به تنهایی بامسائل خودروبه روشوندوبه خود،توانایی های خود،علاقه مندی هاواهداف خودفکرکنندوایده ای دراین رابطه داشته باشند.

درچهره ی اغراق آمیزآن سوی این حالت،آموزگاری است صرفاًبه هوش درون فردی خودتکیه می کندولذامی خواهددانش آموزانش فعالیت های خودرابه صورت انفرادی انجام دهند.دانش آموزان رابطه ی کمتری بایکدیگر دارندومشارکت دراین کلاس جایگاهی نخواهدداشت.آن هانمی توانندلذت یادگیری ازیکدیگرراتجربه کنندومفهوم مشاوره رانیزدرک نخواهندکرد.

طبیعت درکلاس درس

حتماًهرمعلمی بادانش آموزی روبه روشده است که باوجودحضورفیزیکی درکلاس، ازگوشه ی پنجره به آسمان خیره شده وماننداین است که پرنده ی ذهن خودرابه پروازدرآورده است.

معمولاًچنین حالتی به معنای این است که دانش آموزدرکلاس نیست وتلاش معلم برای ایجادیادگیری درکلاس برای اوبی فایده است.اماهوش طبیعت گرا یادآورنکته ی مهمی است که به چهره ی چنین موقعیتی درکلاس ،معنای دیگری میدهد.افراددارای هوش طبیعت گرا،بیش ازهرچیزبه نمادهای طبیعی دراطراف خودعلاقه مندهستند.آن هاازحضورحیوانات، گیاهان ونیزمحیط های طبیعی درپیرامون خوددرجهت یادگیری بیشتروایجادارتباط بیشتربهره می گیرند.

آموزگاری که ازاین نوع توانایی ذهنی بیشتربهره منداست،تلاش می کندتاشرایطی رافراهم آوردتاهمواره نمادی ازطبیعت درمحیط یادگیری وجودداشته باشد،چه آن محیط به صورت مستقیم مربوط به آموزش دانش آموزان باشدویاماننددسته گلی درگوشه ای ازمیزمعلم به عنوان نمادی ازحضورطبیعت درکلاس قرارگیرد.

تکیه صرف براین نوع توانایی ذهنی، می تواندمانندسایرموقعیت های یادشده موجب مخاطراتی شودکه مهمترین آن هاغافل شدن ازدانش آموزانی است که دارای سایرتوانایی های ذهنی هستند.اماازآن جاکه این دسته ازهوش یادگیری مانندهوش موسیقیایی،کمترموردتوجه قرارمی گیرد،بنابراین مغفول بودن آن هابیشترازافراط استفاده ازآن هادرکلاس های درس دیده می شود.درنتیجه ی این بی توجهی،ابزاروراه ای دیگریادگیری مانندطبیعت ونیزموسیقی که به معنای آهنگین بودن وریتم داشتن است،نادیده گرفته شده ومجراهای ارتباطی بادانش آموزان محدودمی گردد.

سخن پایانی

درآسیب شناسی شکل گیری ارتباط نامؤثردرکلاس درس، همواره اثرمتقابل دومنبع موردتوجه قرارمی گیرد.هم چنین نتیجه ی هم مطالعه ای دراین زمینه،معلم رابه شناخت هرچه بیشتردانش آموزوتوان مندی های اوتوصیه می کند.این درحالی است که یکی ازقطب های مهم درایجادارتباط وتأثیرگذاری آن،شناخت معلم ازخود،توانایی هاومحدودیت هایش است.

هوش های چندگانه ی یادگیری ازجمله مقولاتی است که توجه به آن می تواندبه ایجادارتباط بیشترافرادبایکدیگرمنجرشود.دراین رابطه شناخت هرفردازتوانایی های ذهنی خودبسیارلازم وضروری است.این آگاهی راهنمای خوبی است که نشان می دهددرچه مواقعی افراددرمحدوده ی یک یاچندنوع هوش ذهنی خودکه بیشترین سطح راداشته است،قرارگرفته اندوبراین اساس راه های ارتباطی خودرامحدودکرده اند.

درکلاس درس ودررویارویی بادانش آموزان که هریک دارای سطوح متنوع هوش های یادگیری هستند،تنوع بسیاری درایجاد ارتباط ازطرق گوناگون وجوددارد.دراین شرایط،نوع رفتارمعلم وتصمیم اوبرای اییجادزمینه های ارتباطی تأثیربه سزایی دارد.معلم بایدبداندکه یکی ازمنابع منشأء رفتاروتصمیم های اومیزان وسطح هوش یادگیری درخوداواست وبه همین دلیل می بایست دراندیشه ی شناخت این توانایی هایی درخودونیزدرتلاش برای رشدهمه جانبه ی آن باشد.

یادمن باشدکه...                       قسمت چهارم

راهنمای برقراری ارتباط باکودکان «ابراهیم اصلانی»

    «ارتباط»مهارت است،هنراست،علم است یا...؟می توان گفت ارتباط همه ی این هاست وپیچیدگی هاوظرایف خاصی دارد.به همین دلیل، برقراری ارتباط بین افرادآن گونه که به نظرمی رسد،کارساده ای نیست.ارتباط مؤثربه شناخت،ترین وارزیابی مستمرنیازدارد.بخش مهمی ازمیزان رضایت مندی هریک ازمااززندگی باتوانایی هایمان دربرقراری ارتباط، قابل تفسیراست.

آیامی توانیدنقاط قوت وضعف خودرادربرقراری ارتباط تشخیص دهیدوبنویسید؟شایدتنظیم چنین سیاهه ای بتواندشمارابه تفکردرباره ی ظرایف ارتباط ودارد؟شنیدن فوت وفن های ارتباط کافی نیست،مهم این است که تشخیص بدهیداین فوت وفن هادرزندگی شماچه کاربردی دارند.خوب است به آن چه باعنوان مهارت های ارتباطی بیان می شود،بادیدی علمی وتجربی نگاه کنیم ومیزان بودونبودشان رادرزندگی مان ردیابی کنیم. دراین قسمت،تعدادی ازفوت وفن هاوظرایف ارتباط آمده است.آن هارابازندگی خودتان تطبیق دهید.

1.عزت وخودباوری رادرخودودانش آموزان تقویت کنم.

2.باایجادموقعیت های موفقیت برای دانش آموزان،زمینه های بیش تری درزمینه ی ارتباط فراهم کنم.

3.گوش دادن مؤثر،مهارتی مهم وکلیدی برای ارتباط است.

4.برای آن که خوب ودقیق گوش بدهم،بایدعلاوه برگوش،ازقلب،ذهن وچشم هایم نیزاستفاده کنم.

5.سنجیده وحساب شده ومتناسب باسطح سنی مخاطبانم،سخن بگویم.

6.گاهی لحظه های حساسی برای دانش آموزانم پیش می آید.بایداین لحظه هارابشناسم وبه آنان فرصت دهم، احساسات خودرابیان کنند.

7.درموقعیت های حساس ارتباطی،ازواژه های مثبت،دقیق وتأثیرگذاراستفاده کنم.شایداین کاربه اندکی تمرین نیازداشته باشد.

8.برای شناسایی زبان ارتباطی افرادبه چشم ها،ژست ها،تغییرات چهره وطرزنفس کشیدنشان توجه کنم.

9.گاهی سکوت بهترین ابزارارتباط است.این موقعیت ممکن است برای من یادانش آموزانم پیش بیاید.

10.ارتباط،آبی جاری است که زندگی راسرشارازسلامت ولذت می کند.

ازمهمترین توانایی های آموزگاربه عنوان شخصیتی تأثیرگذاردرسرنوشت انسان ها،برقراری ارتباط صمیمی ومؤثربادانش آموزان است.همه ی ماخاطرات شیرینی ازمعلمان به یادداریم که ازتوانایی ارتباطی خوی برخورداربوده اند.ارتباط بین دانش آموزومعلم یکی ازبهترین انواع روابط انسانی است که هردوی آن هادرطول زندگی تجربه خواهندکرد.کاربست نکات زیرمی تواندبه شکل گیری یک ارتباط مؤثرکمک کند.

1.تخصص وروز آمدی:معلم حتی باوجودداشتن سابقه وتجارب زیاد،نیازمندیادگیری های جدیدبرای ارتقای توانمندی های علمی وعملی خوداست.این امرباعث بهبودبخشیدن به اعتمادواطمینان دانش آموزبه معلم ودرنتیجه ارتباط بهترمی شود.

2.برقراری جومطلوب درکلاس:دانش آموزبایددرکلاس احساس امنیت ونشاط کند،تاامکان استفاده ازفنون معلمی ومدیریت کلاس فراهم آید.لازمه ی این کارآشنابودن آموزگاربا اصول روان شناسی ومهارت های لازم برای تدریس وکلاس داری است.اختصاص زمان هایی ازکلاس به ورزش وتحرک برای ایجادفضای شادوتقویت ارتباط،مؤثرخواهدبود.

3.فعالیت های گروهی: گروه بندی دانش آموزان وتأکیدبرکارهای گروهی موجب ایجاداحساس وتعلق ودرنتیجه انگیزه برای کارومشارکت وبرقراری ارتباط می شود.

4.تنوع فعالیت ها:تبدیل کلاس درس به محیط یادگیری جذاب بااستفاده ازوسایل آموزشی وکمک آموزشی ،کاربردابزارهای گوناگون،ایجادتنوع درفضای یادگیری باتدریس درحیاط وپارک علاوه برآن که جریان آموزش راخوش آیندمی سازد،به توسعه ی روابط  منجرمی شود.

5.تشویق رفتارهای مناسب:تشویق های متناسب وبیان جملاتی مثل «تومی توانی دانش آموزموفق کلاس باشی»وارائه ی بازخوردهای مناسب به تکالیف وغعالیت های دانش آموزان عزت نفس وخودباوری آن هاراتقویت می کند.دانش آموزان رایاری دهیدتانقاط مثبت شان راشناخته وتقویت کندونقط منفی شان راشناسای ورفع کنند.

6.توجه به تفاوت های فردی:دانش آموزان راباخودشان مقایسه کنیدوآن هارارودرروی هم قرارندهید.

7.تقویت حس اعتماد:به دانش آموزان اطمینان بدهیدکه ازگذشته ی آن هابه جزخوبی وموفقیت چیزدیگری نمی دانید.این امربه دانش آموزان ضعیف امیدمی دهدکه به روزهای آینده خوش بین باشند.البته انتظارمی رودمعلم پرونده ی تک تک دانش آموزان رامطالعه وازوضعیت آن هاآگاهی داشته باشد.

8.تقویت حس صمیمیت:دانش آموزان راصمیمی ومؤدبانه بااسم کوچک وبااستفاده ازکلماتی مانند:«فرزندم»، «عزیزم» صدا بزنید.دانستن تاریخ تولددانش آموزان ودادن هدیه ای هرچندکوچک به آن هایانوشتن پیام تبریک تولد،حس صمیمیت راتقویت خواهد کرد.خوب است گاهی اوقات درزنگ های تفریح به حیاط برویدتابادانش آموزان صحبت کرده ومشکلاتشان رابشویند.

9.وضع قوانین منطقی: درهمان روزهای اول آغازسال تحصیلی، باکمک دانش آموزان قوانین مناسبی وضع ودرجای مناسبی نصب کنید.هردانش آموزبایدبه روشنی قوانین کلاس رابداند،به آن هااحترام بگذاردوعمل کند.درصورت مشاهده ی هرنوع تخطی ازقوانین، به جای بحث وجدل درجمع کلاس،به صورت خصوصی وباآرامش بادانش آموز صحبت کنید.

10.دادن مسئولیت به دانش آموزان:درانجام امورازدانش آموزان کمک بگیرید.این امرعلاوه برصرفه جویی درزمان باعث گسترش روابط صمیمانه می شود.نبایدمسؤولیت هارابه یک یا چندنفرخاص داد.

11.داشتن روحیه ی شاد:معلمی که باانگیزه،بانشاط وصمیمانه واردکلاس می شود،اثرمثبت روانی بردانش آموزان می گذارد.معرفی صحیح وکامل دراولین برخوردنیزتأثیرزیادی برروابط خواهدداشت.توجه به ظاهرومرتب وتمیزبودن آوزگارهم می تواندیک عامل ارتباطی باشد.

12.رعایت عدالت وانصاف:معلم بایستی نگاهش رابه طورمساوی بین همه ی فراگیران توزیع وبه همه به طوریکسان توجه ومحبت کند.به دانش آموزان فرصت تصمیم گیری وحق انتخاب بدهید.

13.ارتباط صمیمانه ومناسب بافراگیر:خوب است تمام وقت معلم، صرف تدریس نشودوفرصتی هم برای صحبت درباره ی مسائل غیردرسی وامورروزمره باقی بماند.صحبت درباره ی زندگی اش وبیان خاطرات آموزنده موجب می شودتادانش آموزان بدانند،ممکن است انسان هااحساسات وهیجانات مشترکی داشته باشند.به همرا دانش آموزن کلاس به کسی که غایب بوده واینک درکلاس حاضراست، خوش آمدبگویید.

14.گردش های علمی وتفریحی:گردش های مدرسه ای برای بیشتردانش آموزان بیشترلذت بخش وبه یادماندنی است ومی تواندکارکردهای مؤثری درارتباط داشته باشد.

15.مدیریت بازخوردها:ازبیان نکته های منفی وناخوش آیندتوسط دانش آموزان دل گیرنشویدوآن هارابه عنوان بازخوردهایی برای شناخت موقعیت واعمال تغیرات تلقی کنید.

16.به نمایش گذاشتن دست آوردهای دانش آموزان:کارهای آزادوبه خصوص خلاقه ی دانش آموزان راتشویق کنیدوبه آن هابرای توضیح درباره ی کارهایشان فرصت بدهید.ازدانش آموزان بخواهید در ارتباط بامطالب وموضوعات موردعلاقه ی خود،گزارش ومقاله تهیه کنندودرکلاس ارائه دهند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 0:9  توسط محمدخسروی  | 

مجلّه آموزش ابتدایی3 ( ضمن خدمت غیر حضوری90مهر تا دی) کددوره: 91400520 آذر ماه 90 :

برقراری ارتباط باکودک

برای ارتباط باکودک باید اورا شناخت !               « علی اکبرشعاری نژاد »

(ویژگی های دوران کودکی به تفکیک سن و پایه )

پیش ازاشاره به ویژگی های دوران کودکی ونوجوانی،بهتراست به صورتی مختصربه حقایق مهمی درباره ی رشدوتکامل انسان اشاره بکنیم.روان شناسی رشدوتکامل،زیربنای همه ی شاخه های روان شناسی است وآن چه که درافراد،اعم ازکودک، نوجوان، بزرگ سال وسال مند مطالعه می کنیم،به طورعمده درروان شناسی رشدمطرح می شوند.به عبارت دیگر، روان شناسی رشدرا می توان «مادرروان شناسی»نامید.(روان شناسی رشدازهمین مؤلف چاپ نوزدهم.انتشارات مؤسسه ی اطلاعات تهران.)

حقایق مهم موردنظردرروان شناسی رامی توان چنین خلاصه کرد:

1.هرفرد،یک سیستم است وبایداوراواحدکل وحتی بی نظیردرنظرگرفت،نه ترکیبی ازاجزای مستقل مانندتن وروان یاعقل وبدن.

2.دوران حیات هرفرد،یک سیستم یاشبکه ای خاص تلقی می شودکه آن رافراخ نای زندگی یاگستره ی زندگی می نامندوتقسیم دقیق آن به مراحل گوناگون ومستقل ازهم غیرممکن نادرست است.

3.گاهی برای آسانی مطالعه ی رفتارافرادممکن است ناگریزباشیم،دوران زندگی ایشان رابه مراحلی که به طورعمده شکل صوری دارند،تقسم کنیم.دراین صورت هم نبایدفراموش کردکه:

الف)این مراحل آن چنان به یک دیگرپیوسته ووابسته اندکه هرمرحله، مقدمه ی مرحله ی بعدومحصول مرحله ی قبل ازخودش است.

ب)هرمرحله ی رشدوتکاملی،اهمیت خاص خودرادارد.نمی توان گفت(ونبایدگفت):دوران کودکی مهم ترازدوران بزرگ سالی است،مگربه عنوان پایه .ازسوی دیگر،درهردوره،برخی ازویژگی هابرجستگی بیشتری پیدامی کنند.

پ)هرمرحله ی رشدوتکاملی شخص باخطرهایی همراه است.(این خطرهارامی توان درکتاب«روان شناسی رشد»ازهمین مؤلف مطالعه کرد.)

4.رشدوتکامل دردوران زندگی،نتیجه ی تعامل مداوم نضج(بالیدگی)ویادگیری یاطبیعت وتجربه(تربیت)است.

5.رشوتکامل طبیعی وسالم درمحیط سالم ومساعد،امکان پذیراست.

6.درهرمرحله ی رشدوتکامل،انتظارهای خاصی مطرح می شوند:

الف)انتظارهای فردازدیگران

ب)انتظارهای دیگران ازفرد

7.مبانی یاپایه های نخستین رشدوتکامل مهمند،زیراگرایش ها،عادت ها،والگوهای رفتاری تشکیل وتکوین یافته درنخستین سال های زندگی تاحدزیاد،تعیین می کنندکه افراددربزرگ سالی چگونه بازندگی یاشرایط آن سازگاری خواهندکرد.

8.رشدوتکامل انسان ازالگوی معین وقابل پیش بینی پیروی می کند.هرگاه شرایط وعوامل محیطی مانع رشدوتکامل طبیعی نشوند،ازیک الگوی همگانی پیروی خواهدکرد.درنتیجه،مامی توانیم پیش بینی کنیم که اشخاص، درسن معین،چه خواهندکردو برای آموزش وپرورش ایشان چگونه بایدبرنامه ریزی کرد.

9.رشدوتکامل،فرآیندی است تدریجی ومداوم.

10.افرادبایک دیگرتفاوت دارند.یعنی هرفردازلحاظ زیستی (ژنتیکی)بادیگران متفاوت است.حتی دردوقلوهای همسان نیزتفاوت هایی دیده می شوندوهرقدراشخاص بزرگ ترمی شونداین تفاوت های فردی آشکارترمی شوند،واین تفاوت های فردی،درطول رشدونمو،درمیزان ودرجه ی رشدوتکامل ثابت می مانند.علاوه برآن ها،تفاوت های فردی،محیطی یااجتماعی نیزدرمردم پیدا  می شوندورشدمی کنند؛درعین حال که همانندی های نیزپیداخواهندشد.بنابراین می توان گفت،هرکودک به صورت ذاتی بی همتاست ونمی توان (ونباید)اوراباکودکان دیگر،حتی باپدرومادر یابرادروخواهرش مقایسه کرد.

 

خصایص رشدوتکامل درکودکان

بیشترروان شناسان رشدمعاصر،تقسیم طبقه بندی گستره ی زندگی راتأییدنمی کنندوترجیح می دهندکه رشدوتکامل راهم چون فرآیندزنجیره ای درسراسرزندگی مطالعه کنند.حتی موافقان تقسیم دوران رشدانسان به مراحل گوناگون،خودنیزآن رافرآیندتعاملی پایدارمی خوانند،زیراهرمرحله،محصول مرحله یامرحله ای قبل وزمینه ی مراحل بعدرشدونموبه شمارمی رود.بنابراین،ناگزیریم دربحث ازروان شناسی کودک وروان شناسی نوجوان به این واقعیت علمی توجه داشته باشیم.به عبارت دیگر،دربحث ازویژگی های دوران کودکی ونوجوانی بایدهرویژگی راصرفاًیک مؤلفه زیک سیستم تلقی کنیم نه بیشتر.ازاشاره به آن هانیزهدفی جزاین نداریم که هرگونه آموزش پرورش باتدبیروتلاش نظام دار برای تغییررفتاروقتی موفق خواهیم شدکه بخوبی دریابیم:

1.مخاطب ما(کودک یانوجوان)چیست؟کیست؟

2.مخاطب ماچگونه رشدمی کند؟

3.مخاطب ماچگونه یادمی گیرد؟

4.مخاطب ما دررشدویادگیری خودازچه عواملی متأثرمی شود؟

مخاطب ماازآموزش وپرورش (درمدرسه وخانواده)چه انتظارهایی دارد؟وماازاوچه انتظارهایی داریم؟

6.زمینه راچگونه برای رشدویادگیری اواماده گردانیم؟

7.برای موفقیت درتغییررفتاراوازچه وسایلی وچگونه بایداستفاده کنیم؟

سه کلاس اول ابتدایی(6-9سالگی)

ویژگی های بدنی

*دانش آموزان کلاس های ابتدایی هنوزبسیارفعالند.به همین سبب است که وقتی ایشان راوادارمی کنندکه به فعالیت های نشسته بپردازندناگزیر،انرژی اضافی خودرابه شکل عادت های عصبی ازقبیل جویدن مداد،جویدن ناخن،پیچاندن موی سر،وبی قراری کلی صرف می کنند.

*کودکان دراین کلاس ها بازهم به فرصت های استراحت نیازدارندزیرا،به سبب تلاش های ذهنی وبدنی فراوان به آسانی خسته می شوند.ازاین رو،لازم است دربرنامه ی کارشان فعالیت های آرامی راازقبیل داستان گویی یامشاعره پیش بینی کرد.

*دانش آموزان هنوزهم می توانندعضلات بزرگ بدن شان راکنترل کنندوبیشترشان،خصوصاًپسران،درکارکردن بامدادیاخودکار مشکل دارند.بنابراین،بایددربرنامه درسی ایشان تمرین وتجربه نوشتن زیادباشدکه درغیراین صورت ممکن است،کودک نسبت به فرآیند نوشتن یاحتی مدرسه گرایش منفی پیداکند.

*بیشتردانش آموزان کلاس اول ابتدایی درتمرکزروی حروف چاپی ریز،مشکل دارندوازایشان نبایدانتظارداشت که زیادبخوانند، و باید مراقب نشانه های خستگی چشم(مالیدن چشم یاچشمک زدن)ایشان بود.

*کودکان دراین مرحله اززندگی علاقه مندندحرکات وفعالیت های بدنی زیادی داشته باشند.به طورتقریبی می توانندبدن خودرا خوب کنترل کنند.به مهارت های حرکتی خویش اعتمادفراوانی دارند.درنتیجه،خطرهای احتمالی موجوددرفعالیت هاراناچیز می شمارند.ازاین رو،دراین دوره معمولاًحوادث وسوانح بیشتری اتفاق می افتند.

*رشدونمواستخوانی هنوزکامل نیست؛بابراین،استخوان هاومفصل هانمی توانندفشارهای سنگین راتحمل کنند.

ویژگی های اجتماعی

*دراین دوران رشدوتکامل،کودکان غالباًانتخابی هستند،یعنی دوستان وهم بازی های خودشخصاًانتخاب می کنند.دوستی های ایشان بیش وکم پایدارند.احتمالاً«خصومت»نمیه ثابتی به اوج خودبرسد.

*کودکان دراین سن،بازی های متشکل وسازمان یافته رادرگروه های کوچک ترجیح می دهند.لیکن ممکن است به مقررات و قواعدخودساخته خارج ازگروه،علاقه مندوپای بندباشند.به نظر پیاژه  کودکان دراین دوره رشدونموتحت فشاراخلاقی هستند،یعنی هنوز نمی دانندیامشکل است که بفهمندچه راوچگونه بایدمقررات تحمیلی رادرموقعیت های خاص رعایت کنند.

*دردانش آموزان این دوره ی تحصیلی هنوز هم نزاع یادعوامیان کودکان فراوان دیده می شود.معمولاًپرخاش گری کلامی بیش ازپرخاش گری بدنی است.اماممکن است که مخصوصاًپسران به مشت زدن وتنه زدن متوسل شوند.دعواهای اتفاقی مورد انتظارند،لیکن دربرخی ازکودکان دعواهای طولانی هم دیده می شوند.

ویژگی های هیجانی وعاطفی

دانش اموزان دوره ی ابتدایی نسبت به انتقادواستهزاء حساسندوممکن است درسازش یاکنارآمدن باشکست وناکامی مشکل پیداکنند.کودکان دراین سن هابه تمجیدوشناخته شدن(مشهورشدن)نیازفراوان دارندومخصوصاًعلاقه مندندکه موردتحسین معلمان خودقرارگیرند.کودکان خردسال،ممکن است،ازانتقادناراحت وحتی خردشوند.برای پیش گیری ازاین فرایندناگوار،لازم است،تا حد امکان،فرصت های تقویت مثبت رافراوان کردوواکنش های خودرابرای رفتارهای بدغیردرسی(غیرتحصیلی)ذخیره کرد.فراموش نکنیم که دراین دوره ی رشدونمو،کوشش درمقابل کهتری است(ازدیدگاه اریکسن)بنابراین،اگرطوری باکودکان برخوردکنیم که ایشان احساس کهتری کنند،طبعاًازرشدوگسترش تلاش ایشان جلوگیری خواهیم کرد.

*بیشترکودکان کلاس های ابتدایی مشتاق اندازمعلمان خودسپاسگزاری کنندومعمولاًازایشان رضایت خاطردارند.دوست دارندبه دیگران کمک کنند.ازقبول مسئولیت لذت می برد،می خواهندتکلیف درسی(یامدرسه ای)خودرابهترانجام دهند.

*کودکان دراین دوره ی رشدوتکامل نسبت به احساسات دیگران حساس می شوند.گاهی همین حالت سبب می شودکه دیگران راازخودبیازارندواحساساتشان راجریحه دارکنند.

ویژگی های شناختی

*به طورکلی،دانش آموزان ابتدایی شدیداًعلاقه مندومشتاق اندبیاموزند.آن چه که درآموزش دبستانی بسیارمهم است انگیزش دانش آموزان است.ومسئله اساسی وعمده ی هرمعلم این است که آن انگیزش راچگونه به حداکثرش برساند.

*کودکان دراین دوره،رشدوتکامل دوست دارندحرف بزنندوگفتن بیش ازنوشتن برای ایشان آسان است.هم چنان علاقه مندندبه هرپرسشی پاسخ دهندوبه درست ونادرست بودن پاسخ هایشان توجه ندارند.

*ممکن است درتعبیروتفسیرلفظی مقررات، دری وری هایی بگویندواین فرایندرابایدکاملاًطبیعی تلقی کرد.

کلاس های چهارم وپنجم دبستان (9-11سالگی)

ویژگی های بدنی(اندامی)

*دربیشتردختران،رشدونموظاهراًناگهانی دیده می شوددرصورتی که پسران رشدونموتقریباًبه شکل طبیعی ونامحسوس ادامه دارد.به طورمتوسط، دختران میان 10تا14سالگی بلندتروسنگین ترازپسران هستند.به این سبب،که دختران سریع ترازپسران نضج پیدامی کنندومعمولاً نموسریع خودراحدوددوسال زودترازپسران تجربه می کنند.

*کودکان همین که به دوران بلوغ نزدیک می شوند،کنجکاوی شان درباره ی جنسیت وامورجنسی،بویژه دردختران افزایش می یابد.

*هم آهنگی حرکتی ریزوکارکردن باعضلات کوچک اندام کاملاًخوب است.بنابراین،دست کاری دراشیای ریزبرای بیشترکودکان دراین سنین،آسان وحتی لذت بخش است.کارهای هنری،مهارت های دستی،وپرداختن به موسیقی وعلاقه به نواختن بعضی سازها میان کودکان این دوره،تقریباًعمومیت دارد.

ویژگی های اجتماعی

*رشداجتماعی پسران ودختران درحال رشدوگسترش نسبتاًزیاداست.گروه هم سالان،نیرومندمی شودوتقریباًجای بزرگسالان رامی گیردومنبع عمده ی معیارهای رفتاروحتی معیارشناخت موفقیت وپیشرفت می شود.

*بین سال ها 6و11-12رشدوتکامل استدلال های اجتماعی به درک وشناخت هرچه بیشتراحساسات دیگران می انجامد. و منظور از«استدلال اجتماعی»توانایی درک رابطه میان انگیزه هاورفتارمیان گروهی ازمردم است.

تشویق وتقویت فعالیت های اجتماعی درمدرسه وآموزش های مشارکتی ازجمله ی بهترین عوامل تربیت اجتماعی کودکان به شمارمی روند.مامربیان ومعلمان نبایدفراموش کنیم،باتوجه به آن چه درنظریه های رشدگفته شد،هرگونه آموزش هنگامی مؤثرخواهدشدکه بارشدوتکامل طبیعی کودکان ونوجوانان هماهنگ باشد.

 

ویژگی های هیجانی وعاطفی

*رشدهیجانی وعاطفی کودکان به سرعت ادامه داردونگرش ایشان به احساسات وعواطف خویشتن ودیگران جدی تروتندتر می شود.

*وجودتعارض میان مقررات اخلاقی وانضباطی گروه کودکان باگروه بزرگسالان،ممکن است،دشواری هایی رابارآوردکه گاهی به بزهکاری کودک یانوجوان بیانجامد.

*دراین دوره ی تحصیلی بی نظمی های های رفتاری به حداکثرمی رسند،امابیشترکودکان،راه های سازگاری خودراکشف می کنند،خصوصاًمیان 10تا18سالگی یادمی گیرندکه چگونه بامحیط کنارآیند.

ویژگی های شناختی

*دایره ی شناخت وسیع ترمی شودوعمق پیدامی کند،اگرچه هنوزازتفکرانتزاعی یادرک مفهوم های انتزاعی ناتوان هستند.

*تفاوت هایی درشیوه وسبک شناخت آشکارمی شوند.

*درتوانایی های خاص وعمل کردهای تحصیلی ونیزتفاوت های جنسی دیده می شوند.

*علاوه برتفاوت های جنسی کلی وتوانایی های یادگیری خاص،درشیوه های شناخت نیزتفاوت هایی رامی بینیم.منظورازاین شیوه وسبک،تمایل دانش آموزان به این است که دربرخوربافعالیت های ذهنی یاحل مسئله،به شیوه های مخصوص،پاسخ دهند. مثلاً کودکانی هستندکه علاقه دارندزودترپاسخ دهندحتی بدون این که دردرستی پاسخ خودبیندیشند.وکودکانی هم هستندکه دوست دارندپاسخ درست بدهندتاپاسخ سریع.

یادمن باشدکه...                                                                   (قسمت سوم)

راهنمای برقراری ارتباط باکودکان                                          «ابراهیم اصلانی»

اگرمفهوم دوسویه بودن ارتباط رابه درستی درک کنیم،آن گاه به هردوسوی ارتباط توجه خواهیم کرد.دریک سوی این موضوع دانش آموزان قراردارند.به این ترتیب،لازم است درباره ی تأثیروبازخوردپیام هابردانش آموزان حساس باشیم.واکنش دانش آموزان درفرایندارتباط،فرصتی مناسب برای معلم فراهم می سازدتا:

1.خودرابشناسد. 2.کیفیت پیام هارابشناسد. 3.دانش آموزان رابشناسد. 4.پارازیت هارابشناسد. 5.برای تغییرات احتمالی اقدام کند.

مطالب این قسمت به شماکمک خواهدکردتابه تأثیربازخوردها،بیشتردقت کنید.

1.ارتباط آینه ای است برای دیدن همدیگر.

2.ارتباط مؤثر،ارتباطی است که به نفع همگان باشدنه یک سویه.

3.تأثیرات پیام هایم رامی توانم ازطریق واکنش (بازخورد)دانش آموزان تشخیص دهم.

4.بازخورد (فیدبک)یعنی امکانی برای مدیریت رفتارهاوافکارم.

5.زبان کلامی رامی توان کنترل کرد،اماکنترل زبان بدن دشواراست.

6.بایدبیشترمراقب تأثیرات ارتباط غیرکلامی باشم.

7.اگرروزی سرحال وشاداب نباشم،دست کم سعی می کنم این روحیه رابه کاس منتقل نکنم.

8.اگردانش آموزان به رفتاریاروحیه ی من ایرادگرفتند،آن رابه عنوان نشانه ای برای واقعیتی احتمالی تلقی کنم.

9.واکنش متقابل من به بازخوردها،باپذیرش،بردباری ومداراهمراه باشدوازبروز بازخوردهای واقعی ممانعت نکنم.

10.درجریان ارتباط،همان گونه که ازدانش آموزان بازخورددریافت می کنم،به پیام های آنان بازخوردمناسب بدهم.

 

 

 

اجازه برم آب بخورم؟             «مرضیه معین»(آموزگارپایه اول دبستان پسرانه سما،نجف آباد)

آن چه رخ می دهد...

مشغول تدریس است.ازسکوت وآرامش کلاس لذت می برد.غرق دررویاهایش،درس رامی گویدوجلومی رود.بین نیمکت هاقدم می زندتاببیندانگشت های بچه هازیرکلمات هست یانه.درکلاس راباز گذاشته است تامدیریتش رابه رخ همکاران بکشد.بچه هاباکسالت به کلمات نگاه می کنند.بعضی ازبچه هاازتکراروتمرین خسته شده اند.چشمان کوچک ومشکی حسین خیس آب است وپشت سرهم خمیازه می کشد.محمدامین می گوید:«اجازه!برم آب بخورم؟»عصبانی می شود.چرااین کودک نمی فهمدکه الان، وسط درس دادن من نبایداجازه بگیرد؟امابی حوصله به اواجازه می دهدکه برود.ازعرفان می خواهددرس راروخوانی کندو خودش خسته ترازحسین روی صندلی می نشیند.درحال روخوانی،فکرش به سال های ور وبه کلاس های تاریخ وجغرافیاباز می گردد.سرکلاس آن قدرخمیازه می کشیدکه گونه هایش دردمی گرفت،یازمان هایی که حاشیه ی کتاب شیمی اش پربودازنقاشی های بی هدف،یابه برنامه هایی که ساعت های درس عربی بادوستانش ردوبدل می کردومحض رضای خدایک بارهم نشدکه نامه لوبرود!

حالاهمان اتفاق هادرکلاس خودش درحال روی دادن است.کلاس گرم است وبچه هاکسل.سعیدازتکرارروخوانی درس خسته شده است،محمدجوادحتی نمی داندکجاست وفقط ادای دنبال کردن خطوط رادرمی آورد.رضا و مهدی اززیرمیز به هم لگدمی زنندوامیدبه آلوچه های توی کیفش فکرمی کند.هردودقیقه یک بارهم،یک نفرمی آیدومی گوید:«اجازه!برم آب بخورم؟»والبته آب خوردنش کمی بیشترازحدمعمول به طول می انجامد.به ساعت نگاه می کند،هنوز 10دقیقه به پایان زنگ مانده وبدترین اتفاق درکلاسش درحال رخ دادن است.اگرفکری نکندبه محض به صدادرآمدن زنگ،همین خسته های کسل باجیغ وهیاهوازکلاس بیرون می زنندوهمه تصورخواهندکرد،گویااین کودکان درقفس بوده اند.راستی چرابعضی وقت هااینطورمی شود؟

چرااین چنین می شود؟

درصدبالایی ازآموزگاران این وضعیت رادرکلاسشان تجربه کرده اند،وقتی که یکی ازعناصرارتباط مؤثربافراگیران دچاراختلال می شود.صاحب نظران معتقدندکه ارتباط سه عنصردارد:«فرستنده،پیام وگیرنده.»به هرگونه اختلالی که موجب برهم خوردن رونداین ارتباط می شود،پارازیت می گویند.پارازیت انواع گوناگونی داردوممکن است گریبان هریک ازعناصراصلی ارتباط رابگیرد.

اگرفرستنده ازنظرجسمی یاروانی شرایط مناسبی نداشته باشد،مانندداشتن لهجه،بیماری،اضطراب یا ناراحتی هاومشکلات خانوادگی،یاازآمادگی لازم برای ارائه ی درس برخوردارنبوده وبدون طرح وبرنامه ی قبلی واردکلاس شود،نمی تواندپیام رابه صورت مناسب منتقل کند.درخودفرورفتگی نیزیکی ازشایع ترین نقص های فرستنده محسوب می شود،مانندزمانی که معلم به جای توجه به چشمان کودکان،محوتماشای هیبت معلمی خوددرشیشه ی کمدکلاس است!نا آشنایی آموزگارباسطح درک وفهم گروه مخاطب وهم چنین داشتن زمینه ی ذهنی نادرست درموردفراگیران نیزازعوامل برهم زننده ی ارتباط هستند.

نقص درعنصرپیام هم برروندپیام رسانی تأثیرمی گذارد.پیام می بایست متناسب باسطوح معلومات وویژگی های سنی گروه مخاطب ارائه شود.استفاده ازشیوه های شفاهی یااستفاده ازکلمات خیلی پیچیده وجملات طولانی برای پیچ گروه سنی چندان تأثیرگذارنیست.مطلب ارائه شده نبایدزیادآسان یاسخت باشد.بایدپیام بارعایت مراحل یادگیری مطالب،ازدانسته های قبلی به طرف دانستنی های جدید سوق داده شود.البته دقت لازم دراین قسمت باید اعمال شود،چون تکیه ی بیش ازاندازه درهرقسمت،موجب کم شدن دقت فراگیران می شود.درصورتی که پیام دارای جملات طولانی وپیچیده اشد،ممکن است باسوءتعبیرازطرف گیرنده مواجه شود.

ازاختلالات موجوددرگیرنده می توان به مشکلات روانی وشخصیتی ازقبیل حواس پرتی،نگرانی واضطراب،کم رویی وخودنمایی،ضعف درسی،ضعف بینایی وشنوایی،مشکل بیان ودرکلاس به ناهمگن بودن دانش آموزان اشره کرد.نامساعدبودن بعضی ازشرایط فیزیکی نیزمی تواندکل فرآیندپیام راتحت الشعاع قراردهد.عواملی مانندگرم وسردبودن بیش ازحدمحیط،سوصدایانورکم وزیادووجودمحرک های قوی مانندحضوریک خرگوش درکلاس درس!

چه کنیم که این اتفاق ها نیفتد؟

برقراری ارتباط بادانش آموزان(به خصوص دردوره ی ابتدایی)یاتقویت ارتباط وترکزفراگیرندگان همیشه نیازبه ابزارهای گران قیمت ووسایل نووبه روزندارد.نیازی به خرج کردن هزینه های هنگفت برای کیفیت بخشی به روندآموزش نیست.هرآموزگارمتبحری بااستفاده ازروش های خاص وویژه ی خودمی تواندبرانواع پارازیت هاغلبه کند.

ü      شرط اول برقراری ارتباط بافراگیرندگان این است که باذهنی پاک درس را آغازکنیم.سشایدقبل ازورودبه کلاس درذهن خودشرایط راتصورکنیم.(چه بسیاراتفاق افتاده است که درموقع نبودیک آموزگار،یک نیروی جایگزین باتجربه ی کم توانسته است درس جدیدرابه شکل ماندگاری ارائه بدهد؛)شایدباخودبگوییماحمدخیلی زودمی فهمد،امین صبحانه نخورده وحوصله ندارد،علی زیاددردرس ریاضی فعال نیست،رضابایدبترسدتاگوش بدهد؛این گونه خیال پردازی هادرذهن باعث می شودکه آموزگارنتواندبه درستی درس ارائه دهد.

توماس گوردون به بازدارنده های پلیدی اشاره میکندکه برفرآیندارتباط تأثیرمنفی می گذاردواکثرآن هادرکلاس درس نیزصدق می کند.ازجمله داشتن زمینه ی ذهنی نامناسب،برچسب زدن به فراگیرندگان،دستوردادن،تهدیدکردن،ستایش همراه باارزیابی(توهمیشه موفق می شوی)،پرسیدن سؤلات بسته ونامناسب وبحث منطقی رامی توان عنوان کرد.

ü      درگام بعدی آموزگاربادبداندکه برای آن ساعت ازکارخودچه برنامه ای دارند.اصلاًصحیح نیست که یک آموزگار باتجربه براین تفکرباشدکه چون مثلاًمبحث جمع های باانتقال رانه سال است که تدریس می کند،نیازی به طرح درس جدیدنیست.آموزگاربایدبداندکه همه چیزنسبت به سال قبل تغییرکرده است(دانش آموزان،شرایط روحی شخص خودش، محیط کلاس)وچون همه چیزتغییرکرده است پس روش تدریس نیزناگزیربایدتغییرکند.پس برای تدریس ساده ترین موضوع درکلاس نیزنیازبه طرح درس است.این طرح درس می تواندبه صورت یک برنامه ی ذهنی ساده مبتنی بریک روش تدریس جدیدباشد.که شرط آن به روزبودن اطلاعات آموزگارترفندهای بیشتری درامرتدریس بداند،می تواندباتوجه به شرایط وامکانات ازشیوه های متنوع تری کمک بگیرد.

ü      رفتارمناسب معلم نیزارتباط راتقویت می کند.معلم بایدمهربان،منعطف وصمیمی باشدودرکلاس جواعتمادمتقابل برقرارشود،امااین جونباید به گونه ای حاکم شودکه قاطعیت ومدیریت کلاس ازدست معلم بیرون برود.

ü      آموزگار توانامی داندکه درکلاس درس می تواندباپایین آوردن ناگهانی صدایابالابردن آن،(به گونه ای که حالت داد کشیدن  نباشد)یاتغییرصداوصحبت کردن بازبان اجزاوعناصردرس،بدون صرف هیچ هزینه ای حالت تعاملی به کلاس درس ببخشد.هم چنین توقف ناگهانی روندتدریس،افزایش سرعت درخواندن،استفاده ازشوخی های کوچک کلامی،مثال زدن های دوستانه وغیرمغرضانه،فراگیرندگان رابه شرکت درفعالیت های کلاس مشتاق کند.هم چنین می تواندبااستفاده ازکلمات آهنگین،شعرهای خودساخته وحرکات جذاب بدنی مثل بالاوپایین بردن ناگهانی دست، سر و...، توجه فراگیرندگان رابه خودجلب کند.تبدیل محتوای درسی به شعریاداستان های گوناگون،جان بخشیدن به عناصردرسی غیرجان دارمثل جان بخشیدن به خط کسری یاعلامت مساوی،بازی باکلمات ووارونه خوانی وسؤال پراکنی وایجاد سؤال درذهن فراگیران؛مغزفراگیرنده راامرآموزش درگیرکند.

ü      استفاده ازانواع وسایل کمک آموزشی یاکمک درسی(کیت های درسی یاابزارساخته شده ازساده ترین ابزارمانندنی، پارچه و...)،نیزفرآیندیادگیری ویاددهی راتسهیل وپارازیت های موجوددرکلاس درس راکم می کند.

ü      هم چنین برای کنترل هرچه بهترومدیریت هرچه بیشترافکاردرکلاس درس،چیدمان ونحوه ی آرایش کلاس نیزاهمیت زیادی دارد.چنان که دردبستان بایدکلاس هابه گونه ای طراحی شوندکه امکان تبدیل فضابرای استفاده ی گروهی یافردی فراهم باشد.تاهنگامی که آموزگارملزم به توضیح است،صندلی هابه صورتی دربیایندکه همه به یک اندازه به آموزگاردست رسی داشته باشند.

ü      استفاده ازهرگونه های متنوع  ابزاردرارزش یابی توصیفی (حتی درکلاس هابارویکردکیفی)نیزدرجان بخشیدن به ارتباطات درکلاس درس مفیدومؤثربه نط=ظرمی رسد.استفاده ازانواع تکالیف بسطی،خلاقیتی نمونه ی کاریااستفاده ازآزمون های عملکردی گروهی وفردی ونیزاستفاده ازشیوه های خودسنجی وهم سال سنجی وپویایی کلاس کمک وافری می کند.

ü      استفاده ازیادگیری مشارکتی نیزکلاس راازروندناهم گنی نجات می بخشندوباتزریق اعتمادبه نفس وپرورش حس مسؤولیت پذیری وهمکاری،یک کلاس ساکت وبی انگیزه رابه یک کلاس باسروصدای ثابت،باانگیزه وپویاتبدیل می کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 0:6  توسط محمدخسروی  | 

مجلّه آموزش ابتدایی3 ( ضمن خدمت غیر حضوری90مهر تا دی) کددوره: 91400520 آذر ماه 90 :

برقراری ارتباط باکودک

برای ارتباط باکودک باید اورا شناخت !               « علی اکبرشعاری نژاد »

(ویژگی های دوران کودکی به تفکیک سن و پایه )

پیش ازاشاره به ویژگی های دوران کودکی ونوجوانی،بهتراست به صورتی مختصربه حقایق مهمی درباره ی رشدوتکامل انسان اشاره بکنیم.روان شناسی رشدوتکامل،زیربنای همه ی شاخه های روان شناسی است وآن چه که درافراد،اعم ازکودک، نوجوان، بزرگ سال وسال مند مطالعه می کنیم،به طورعمده درروان شناسی رشدمطرح می شوند.به عبارت دیگر، روان شناسی رشدرا می توان «مادرروان شناسی»نامید.(روان شناسی رشدازهمین مؤلف چاپ نوزدهم.انتشارات مؤسسه ی اطلاعات تهران.)

حقایق مهم موردنظردرروان شناسی رامی توان چنین خلاصه کرد:

1.هرفرد،یک سیستم است وبایداوراواحدکل وحتی بی نظیردرنظرگرفت،نه ترکیبی ازاجزای مستقل مانندتن وروان یاعقل وبدن.

2.دوران حیات هرفرد،یک سیستم یاشبکه ای خاص تلقی می شودکه آن رافراخ نای زندگی یاگستره ی زندگی می نامندوتقسیم دقیق آن به مراحل گوناگون ومستقل ازهم غیرممکن نادرست است.

3.گاهی برای آسانی مطالعه ی رفتارافرادممکن است ناگریزباشیم،دوران زندگی ایشان رابه مراحلی که به طورعمده شکل صوری دارند،تقسم کنیم.دراین صورت هم نبایدفراموش کردکه:

الف)این مراحل آن چنان به یک دیگرپیوسته ووابسته اندکه هرمرحله، مقدمه ی مرحله ی بعدومحصول مرحله ی قبل ازخودش است.

ب)هرمرحله ی رشدوتکاملی،اهمیت خاص خودرادارد.نمی توان گفت(ونبایدگفت):دوران کودکی مهم ترازدوران بزرگ سالی است،مگربه عنوان پایه .ازسوی دیگر،درهردوره،برخی ازویژگی هابرجستگی بیشتری پیدامی کنند.

پ)هرمرحله ی رشدوتکاملی شخص باخطرهایی همراه است.(این خطرهارامی توان درکتاب«روان شناسی رشد»ازهمین مؤلف مطالعه کرد.)

4.رشدوتکامل دردوران زندگی،نتیجه ی تعامل مداوم نضج(بالیدگی)ویادگیری یاطبیعت وتجربه(تربیت)است.

5.رشوتکامل طبیعی وسالم درمحیط سالم ومساعد،امکان پذیراست.

6.درهرمرحله ی رشدوتکامل،انتظارهای خاصی مطرح می شوند:

الف)انتظارهای فردازدیگران

ب)انتظارهای دیگران ازفرد

7.مبانی یاپایه های نخستین رشدوتکامل مهمند،زیراگرایش ها،عادت ها،والگوهای رفتاری تشکیل وتکوین یافته درنخستین سال های زندگی تاحدزیاد،تعیین می کنندکه افراددربزرگ سالی چگونه بازندگی یاشرایط آن سازگاری خواهندکرد.

8.رشدوتکامل انسان ازالگوی معین وقابل پیش بینی پیروی می کند.هرگاه شرایط وعوامل محیطی مانع رشدوتکامل طبیعی نشوند،ازیک الگوی همگانی پیروی خواهدکرد.درنتیجه،مامی توانیم پیش بینی کنیم که اشخاص، درسن معین،چه خواهندکردو برای آموزش وپرورش ایشان چگونه بایدبرنامه ریزی کرد.

9.رشدوتکامل،فرآیندی است تدریجی ومداوم.

10.افرادبایک دیگرتفاوت دارند.یعنی هرفردازلحاظ زیستی (ژنتیکی)بادیگران متفاوت است.حتی دردوقلوهای همسان نیزتفاوت هایی دیده می شوندوهرقدراشخاص بزرگ ترمی شونداین تفاوت های فردی آشکارترمی شوند،واین تفاوت های فردی،درطول رشدونمو،درمیزان ودرجه ی رشدوتکامل ثابت می مانند.علاوه برآن ها،تفاوت های فردی،محیطی یااجتماعی نیزدرمردم پیدا  می شوندورشدمی کنند؛درعین حال که همانندی های نیزپیداخواهندشد.بنابراین می توان گفت،هرکودک به صورت ذاتی بی همتاست ونمی توان (ونباید)اوراباکودکان دیگر،حتی باپدرومادر یابرادروخواهرش مقایسه کرد.

 

خصایص رشدوتکامل درکودکان

بیشترروان شناسان رشدمعاصر،تقسیم طبقه بندی گستره ی زندگی راتأییدنمی کنندوترجیح می دهندکه رشدوتکامل راهم چون فرآیندزنجیره ای درسراسرزندگی مطالعه کنند.حتی موافقان تقسیم دوران رشدانسان به مراحل گوناگون،خودنیزآن رافرآیندتعاملی پایدارمی خوانند،زیراهرمرحله،محصول مرحله یامرحله ای قبل وزمینه ی مراحل بعدرشدونموبه شمارمی رود.بنابراین،ناگزیریم دربحث ازروان شناسی کودک وروان شناسی نوجوان به این واقعیت علمی توجه داشته باشیم.به عبارت دیگر،دربحث ازویژگی های دوران کودکی ونوجوانی بایدهرویژگی راصرفاًیک مؤلفه زیک سیستم تلقی کنیم نه بیشتر.ازاشاره به آن هانیزهدفی جزاین نداریم که هرگونه آموزش پرورش باتدبیروتلاش نظام دار برای تغییررفتاروقتی موفق خواهیم شدکه بخوبی دریابیم:

1.مخاطب ما(کودک یانوجوان)چیست؟کیست؟

2.مخاطب ماچگونه رشدمی کند؟

3.مخاطب ماچگونه یادمی گیرد؟

4.مخاطب ما دررشدویادگیری خودازچه عواملی متأثرمی شود؟

مخاطب ماازآموزش وپرورش (درمدرسه وخانواده)چه انتظارهایی دارد؟وماازاوچه انتظارهایی داریم؟

6.زمینه راچگونه برای رشدویادگیری اواماده گردانیم؟

7.برای موفقیت درتغییررفتاراوازچه وسایلی وچگونه بایداستفاده کنیم؟

سه کلاس اول ابتدایی(6-9سالگی)

ویژگی های بدنی

*دانش آموزان کلاس های ابتدایی هنوزبسیارفعالند.به همین سبب است که وقتی ایشان راوادارمی کنندکه به فعالیت های نشسته بپردازندناگزیر،انرژی اضافی خودرابه شکل عادت های عصبی ازقبیل جویدن مداد،جویدن ناخن،پیچاندن موی سر،وبی قراری کلی صرف می کنند.

*کودکان دراین کلاس ها بازهم به فرصت های استراحت نیازدارندزیرا،به سبب تلاش های ذهنی وبدنی فراوان به آسانی خسته می شوند.ازاین رو،لازم است دربرنامه ی کارشان فعالیت های آرامی راازقبیل داستان گویی یامشاعره پیش بینی کرد.

*دانش آموزان هنوزهم می توانندعضلات بزرگ بدن شان راکنترل کنندوبیشترشان،خصوصاًپسران،درکارکردن بامدادیاخودکار مشکل دارند.بنابراین،بایددربرنامه درسی ایشان تمرین وتجربه نوشتن زیادباشدکه درغیراین صورت ممکن است،کودک نسبت به فرآیند نوشتن یاحتی مدرسه گرایش منفی پیداکند.

*بیشتردانش آموزان کلاس اول ابتدایی درتمرکزروی حروف چاپی ریز،مشکل دارندوازایشان نبایدانتظارداشت که زیادبخوانند، و باید مراقب نشانه های خستگی چشم(مالیدن چشم یاچشمک زدن)ایشان بود.

*کودکان دراین مرحله اززندگی علاقه مندندحرکات وفعالیت های بدنی زیادی داشته باشند.به طورتقریبی می توانندبدن خودرا خوب کنترل کنند.به مهارت های حرکتی خویش اعتمادفراوانی دارند.درنتیجه،خطرهای احتمالی موجوددرفعالیت هاراناچیز می شمارند.ازاین رو،دراین دوره معمولاًحوادث وسوانح بیشتری اتفاق می افتند.

*رشدونمواستخوانی هنوزکامل نیست؛بابراین،استخوان هاومفصل هانمی توانندفشارهای سنگین راتحمل کنند.

ویژگی های اجتماعی

*دراین دوران رشدوتکامل،کودکان غالباًانتخابی هستند،یعنی دوستان وهم بازی های خودشخصاًانتخاب می کنند.دوستی های ایشان بیش وکم پایدارند.احتمالاً«خصومت»نمیه ثابتی به اوج خودبرسد.

*کودکان دراین سن،بازی های متشکل وسازمان یافته رادرگروه های کوچک ترجیح می دهند.لیکن ممکن است به مقررات و قواعدخودساخته خارج ازگروه،علاقه مندوپای بندباشند.به نظر پیاژه  کودکان دراین دوره رشدونموتحت فشاراخلاقی هستند،یعنی هنوز نمی دانندیامشکل است که بفهمندچه راوچگونه بایدمقررات تحمیلی رادرموقعیت های خاص رعایت کنند.

*دردانش آموزان این دوره ی تحصیلی هنوز هم نزاع یادعوامیان کودکان فراوان دیده می شود.معمولاًپرخاش گری کلامی بیش ازپرخاش گری بدنی است.اماممکن است که مخصوصاًپسران به مشت زدن وتنه زدن متوسل شوند.دعواهای اتفاقی مورد انتظارند،لیکن دربرخی ازکودکان دعواهای طولانی هم دیده می شوند.

ویژگی های هیجانی وعاطفی

دانش اموزان دوره ی ابتدایی نسبت به انتقادواستهزاء حساسندوممکن است درسازش یاکنارآمدن باشکست وناکامی مشکل پیداکنند.کودکان دراین سن هابه تمجیدوشناخته شدن(مشهورشدن)نیازفراوان دارندومخصوصاًعلاقه مندندکه موردتحسین معلمان خودقرارگیرند.کودکان خردسال،ممکن است،ازانتقادناراحت وحتی خردشوند.برای پیش گیری ازاین فرایندناگوار،لازم است،تا حد امکان،فرصت های تقویت مثبت رافراوان کردوواکنش های خودرابرای رفتارهای بدغیردرسی(غیرتحصیلی)ذخیره کرد.فراموش نکنیم که دراین دوره ی رشدونمو،کوشش درمقابل کهتری است(ازدیدگاه اریکسن)بنابراین،اگرطوری باکودکان برخوردکنیم که ایشان احساس کهتری کنند،طبعاًازرشدوگسترش تلاش ایشان جلوگیری خواهیم کرد.

*بیشترکودکان کلاس های ابتدایی مشتاق اندازمعلمان خودسپاسگزاری کنندومعمولاًازایشان رضایت خاطردارند.دوست دارندبه دیگران کمک کنند.ازقبول مسئولیت لذت می برد،می خواهندتکلیف درسی(یامدرسه ای)خودرابهترانجام دهند.

*کودکان دراین دوره ی رشدوتکامل نسبت به احساسات دیگران حساس می شوند.گاهی همین حالت سبب می شودکه دیگران راازخودبیازارندواحساساتشان راجریحه دارکنند.

ویژگی های شناختی

*به طورکلی،دانش آموزان ابتدایی شدیداًعلاقه مندومشتاق اندبیاموزند.آن چه که درآموزش دبستانی بسیارمهم است انگیزش دانش آموزان است.ومسئله اساسی وعمده ی هرمعلم این است که آن انگیزش راچگونه به حداکثرش برساند.

*کودکان دراین دوره،رشدوتکامل دوست دارندحرف بزنندوگفتن بیش ازنوشتن برای ایشان آسان است.هم چنان علاقه مندندبه هرپرسشی پاسخ دهندوبه درست ونادرست بودن پاسخ هایشان توجه ندارند.

*ممکن است درتعبیروتفسیرلفظی مقررات، دری وری هایی بگویندواین فرایندرابایدکاملاًطبیعی تلقی کرد.

کلاس های چهارم وپنجم دبستان (9-11سالگی)

ویژگی های بدنی(اندامی)

*دربیشتردختران،رشدونموظاهراًناگهانی دیده می شوددرصورتی که پسران رشدونموتقریباًبه شکل طبیعی ونامحسوس ادامه دارد.به طورمتوسط، دختران میان 10تا14سالگی بلندتروسنگین ترازپسران هستند.به این سبب،که دختران سریع ترازپسران نضج پیدامی کنندومعمولاً نموسریع خودراحدوددوسال زودترازپسران تجربه می کنند.

*کودکان همین که به دوران بلوغ نزدیک می شوند،کنجکاوی شان درباره ی جنسیت وامورجنسی،بویژه دردختران افزایش می یابد.

*هم آهنگی حرکتی ریزوکارکردن باعضلات کوچک اندام کاملاًخوب است.بنابراین،دست کاری دراشیای ریزبرای بیشترکودکان دراین سنین،آسان وحتی لذت بخش است.کارهای هنری،مهارت های دستی،وپرداختن به موسیقی وعلاقه به نواختن بعضی سازها میان کودکان این دوره،تقریباًعمومیت دارد.

ویژگی های اجتماعی

*رشداجتماعی پسران ودختران درحال رشدوگسترش نسبتاًزیاداست.گروه هم سالان،نیرومندمی شودوتقریباًجای بزرگسالان رامی گیردومنبع عمده ی معیارهای رفتاروحتی معیارشناخت موفقیت وپیشرفت می شود.

*بین سال ها 6و11-12رشدوتکامل استدلال های اجتماعی به درک وشناخت هرچه بیشتراحساسات دیگران می انجامد. و منظور از«استدلال اجتماعی»توانایی درک رابطه میان انگیزه هاورفتارمیان گروهی ازمردم است.

تشویق وتقویت فعالیت های اجتماعی درمدرسه وآموزش های مشارکتی ازجمله ی بهترین عوامل تربیت اجتماعی کودکان به شمارمی روند.مامربیان ومعلمان نبایدفراموش کنیم،باتوجه به آن چه درنظریه های رشدگفته شد،هرگونه آموزش هنگامی مؤثرخواهدشدکه بارشدوتکامل طبیعی کودکان ونوجوانان هماهنگ باشد.

 

ویژگی های هیجانی وعاطفی

*رشدهیجانی وعاطفی کودکان به سرعت ادامه داردونگرش ایشان به احساسات وعواطف خویشتن ودیگران جدی تروتندتر می شود.

*وجودتعارض میان مقررات اخلاقی وانضباطی گروه کودکان باگروه بزرگسالان،ممکن است،دشواری هایی رابارآوردکه گاهی به بزهکاری کودک یانوجوان بیانجامد.

*دراین دوره ی تحصیلی بی نظمی های های رفتاری به حداکثرمی رسند،امابیشترکودکان،راه های سازگاری خودراکشف می کنند،خصوصاًمیان 10تا18سالگی یادمی گیرندکه چگونه بامحیط کنارآیند.

ویژگی های شناختی

*دایره ی شناخت وسیع ترمی شودوعمق پیدامی کند،اگرچه هنوزازتفکرانتزاعی یادرک مفهوم های انتزاعی ناتوان هستند.

*تفاوت هایی درشیوه وسبک شناخت آشکارمی شوند.

*درتوانایی های خاص وعمل کردهای تحصیلی ونیزتفاوت های جنسی دیده می شوند.

*علاوه برتفاوت های جنسی کلی وتوانایی های یادگیری خاص،درشیوه های شناخت نیزتفاوت هایی رامی بینیم.منظورازاین شیوه وسبک،تمایل دانش آموزان به این است که دربرخوربافعالیت های ذهنی یاحل مسئله،به شیوه های مخصوص،پاسخ دهند. مثلاً کودکانی هستندکه علاقه دارندزودترپاسخ دهندحتی بدون این که دردرستی پاسخ خودبیندیشند.وکودکانی هم هستندکه دوست دارندپاسخ درست بدهندتاپاسخ سریع.

یادمن باشدکه...                                                                   (قسمت سوم)

راهنمای برقراری ارتباط باکودکان                                          «ابراهیم اصلانی»

اگرمفهوم دوسویه بودن ارتباط رابه درستی درک کنیم،آن گاه به هردوسوی ارتباط توجه خواهیم کرد.دریک سوی این موضوع دانش آموزان قراردارند.به این ترتیب،لازم است درباره ی تأثیروبازخوردپیام هابردانش آموزان حساس باشیم.واکنش دانش آموزان درفرایندارتباط،فرصتی مناسب برای معلم فراهم می سازدتا:

1.خودرابشناسد. 2.کیفیت پیام هارابشناسد. 3.دانش آموزان رابشناسد. 4.پارازیت هارابشناسد. 5.برای تغییرات احتمالی اقدام کند.

مطالب این قسمت به شماکمک خواهدکردتابه تأثیربازخوردها،بیشتردقت کنید.

1.ارتباط آینه ای است برای دیدن همدیگر.

2.ارتباط مؤثر،ارتباطی است که به نفع همگان باشدنه یک سویه.

3.تأثیرات پیام هایم رامی توانم ازطریق واکنش (بازخورد)دانش آموزان تشخیص دهم.

4.بازخورد (فیدبک)یعنی امکانی برای مدیریت رفتارهاوافکارم.

5.زبان کلامی رامی توان کنترل کرد،اماکنترل زبان بدن دشواراست.

6.بایدبیشترمراقب تأثیرات ارتباط غیرکلامی باشم.

7.اگرروزی سرحال وشاداب نباشم،دست کم سعی می کنم این روحیه رابه کاس منتقل نکنم.

8.اگردانش آموزان به رفتاریاروحیه ی من ایرادگرفتند،آن رابه عنوان نشانه ای برای واقعیتی احتمالی تلقی کنم.

9.واکنش متقابل من به بازخوردها،باپذیرش،بردباری ومداراهمراه باشدوازبروز بازخوردهای واقعی ممانعت نکنم.

10.درجریان ارتباط،همان گونه که ازدانش آموزان بازخورددریافت می کنم،به پیام های آنان بازخوردمناسب بدهم.

 

 

 

اجازه برم آب بخورم؟             «مرضیه معین»(آموزگارپایه اول دبستان پسرانه سما،نجف آباد)

آن چه رخ می دهد...

مشغول تدریس است.ازسکوت وآرامش کلاس لذت می برد.غرق دررویاهایش،درس رامی گویدوجلومی رود.بین نیمکت هاقدم می زندتاببیندانگشت های بچه هازیرکلمات هست یانه.درکلاس راباز گذاشته است تامدیریتش رابه رخ همکاران بکشد.بچه هاباکسالت به کلمات نگاه می کنند.بعضی ازبچه هاازتکراروتمرین خسته شده اند.چشمان کوچک ومشکی حسین خیس آب است وپشت سرهم خمیازه می کشد.محمدامین می گوید:«اجازه!برم آب بخورم؟»عصبانی می شود.چرااین کودک نمی فهمدکه الان، وسط درس دادن من نبایداجازه بگیرد؟امابی حوصله به اواجازه می دهدکه برود.ازعرفان می خواهددرس راروخوانی کندو خودش خسته ترازحسین روی صندلی می نشیند.درحال روخوانی،فکرش به سال های ور وبه کلاس های تاریخ وجغرافیاباز می گردد.سرکلاس آن قدرخمیازه می کشیدکه گونه هایش دردمی گرفت،یازمان هایی که حاشیه ی کتاب شیمی اش پربودازنقاشی های بی هدف،یابه برنامه هایی که ساعت های درس عربی بادوستانش ردوبدل می کردومحض رضای خدایک بارهم نشدکه نامه لوبرود!

حالاهمان اتفاق هادرکلاس خودش درحال روی دادن است.کلاس گرم است وبچه هاکسل.سعیدازتکرارروخوانی درس خسته شده است،محمدجوادحتی نمی داندکجاست وفقط ادای دنبال کردن خطوط رادرمی آورد.رضا و مهدی اززیرمیز به هم لگدمی زنندوامیدبه آلوچه های توی کیفش فکرمی کند.هردودقیقه یک بارهم،یک نفرمی آیدومی گوید:«اجازه!برم آب بخورم؟»والبته آب خوردنش کمی بیشترازحدمعمول به طول می انجامد.به ساعت نگاه می کند،هنوز 10دقیقه به پایان زنگ مانده وبدترین اتفاق درکلاسش درحال رخ دادن است.اگرفکری نکندبه محض به صدادرآمدن زنگ،همین خسته های کسل باجیغ وهیاهوازکلاس بیرون می زنندوهمه تصورخواهندکرد،گویااین کودکان درقفس بوده اند.راستی چرابعضی وقت هااینطورمی شود؟

چرااین چنین می شود؟

درصدبالایی ازآموزگاران این وضعیت رادرکلاسشان تجربه کرده اند،وقتی که یکی ازعناصرارتباط مؤثربافراگیران دچاراختلال می شود.صاحب نظران معتقدندکه ارتباط سه عنصردارد:«فرستنده،پیام وگیرنده.»به هرگونه اختلالی که موجب برهم خوردن رونداین ارتباط می شود،پارازیت می گویند.پارازیت انواع گوناگونی داردوممکن است گریبان هریک ازعناصراصلی ارتباط رابگیرد.

اگرفرستنده ازنظرجسمی یاروانی شرایط مناسبی نداشته باشد،مانندداشتن لهجه،بیماری،اضطراب یا ناراحتی هاومشکلات خانوادگی،یاازآمادگی لازم برای ارائه ی درس برخوردارنبوده وبدون طرح وبرنامه ی قبلی واردکلاس شود،نمی تواندپیام رابه صورت مناسب منتقل کند.درخودفرورفتگی نیزیکی ازشایع ترین نقص های فرستنده محسوب می شود،مانندزمانی که معلم به جای توجه به چشمان کودکان،محوتماشای هیبت معلمی خوددرشیشه ی کمدکلاس است!نا آشنایی آموزگارباسطح درک وفهم گروه مخاطب وهم چنین داشتن زمینه ی ذهنی نادرست درموردفراگیران نیزازعوامل برهم زننده ی ارتباط هستند.

نقص درعنصرپیام هم برروندپیام رسانی تأثیرمی گذارد.پیام می بایست متناسب باسطوح معلومات وویژگی های سنی گروه مخاطب ارائه شود.استفاده ازشیوه های شفاهی یااستفاده ازکلمات خیلی پیچیده وجملات طولانی برای پیچ گروه سنی چندان تأثیرگذارنیست.مطلب ارائه شده نبایدزیادآسان یاسخت باشد.بایدپیام بارعایت مراحل یادگیری مطالب،ازدانسته های قبلی به طرف دانستنی های جدید سوق داده شود.البته دقت لازم دراین قسمت باید اعمال شود،چون تکیه ی بیش ازاندازه درهرقسمت،موجب کم شدن دقت فراگیران می شود.درصورتی که پیام دارای جملات طولانی وپیچیده اشد،ممکن است باسوءتعبیرازطرف گیرنده مواجه شود.

ازاختلالات موجوددرگیرنده می توان به مشکلات روانی وشخصیتی ازقبیل حواس پرتی،نگرانی واضطراب،کم رویی وخودنمایی،ضعف درسی،ضعف بینایی وشنوایی،مشکل بیان ودرکلاس به ناهمگن بودن دانش آموزان اشره کرد.نامساعدبودن بعضی ازشرایط فیزیکی نیزمی تواندکل فرآیندپیام راتحت الشعاع قراردهد.عواملی مانندگرم وسردبودن بیش ازحدمحیط،سوصدایانورکم وزیادووجودمحرک های قوی مانندحضوریک خرگوش درکلاس درس!

چه کنیم که این اتفاق ها نیفتد؟

برقراری ارتباط بادانش آموزان(به خصوص دردوره ی ابتدایی)یاتقویت ارتباط وترکزفراگیرندگان همیشه نیازبه ابزارهای گران قیمت ووسایل نووبه روزندارد.نیازی به خرج کردن هزینه های هنگفت برای کیفیت بخشی به روندآموزش نیست.هرآموزگارمتبحری بااستفاده ازروش های خاص وویژه ی خودمی تواندبرانواع پارازیت هاغلبه کند.

ü      شرط اول برقراری ارتباط بافراگیرندگان این است که باذهنی پاک درس را آغازکنیم.سشایدقبل ازورودبه کلاس درذهن خودشرایط راتصورکنیم.(چه بسیاراتفاق افتاده است که درموقع نبودیک آموزگار،یک نیروی جایگزین باتجربه ی کم توانسته است درس جدیدرابه شکل ماندگاری ارائه بدهد؛)شایدباخودبگوییماحمدخیلی زودمی فهمد،امین صبحانه نخورده وحوصله ندارد،علی زیاددردرس ریاضی فعال نیست،رضابایدبترسدتاگوش بدهد؛این گونه خیال پردازی هادرذهن باعث می شودکه آموزگارنتواندبه درستی درس ارائه دهد.

توماس گوردون به بازدارنده های پلیدی اشاره میکندکه برفرآیندارتباط تأثیرمنفی می گذاردواکثرآن هادرکلاس درس نیزصدق می کند.ازجمله داشتن زمینه ی ذهنی نامناسب،برچسب زدن به فراگیرندگان،دستوردادن،تهدیدکردن،ستایش همراه باارزیابی(توهمیشه موفق می شوی)،پرسیدن سؤلات بسته ونامناسب وبحث منطقی رامی توان عنوان کرد.

ü      درگام بعدی آموزگاربادبداندکه برای آن ساعت ازکارخودچه برنامه ای دارند.اصلاًصحیح نیست که یک آموزگار باتجربه براین تفکرباشدکه چون مثلاًمبحث جمع های باانتقال رانه سال است که تدریس می کند،نیازی به طرح درس جدیدنیست.آموزگاربایدبداندکه همه چیزنسبت به سال قبل تغییرکرده است(دانش آموزان،شرایط روحی شخص خودش، محیط کلاس)وچون همه چیزتغییرکرده است پس روش تدریس نیزناگزیربایدتغییرکند.پس برای تدریس ساده ترین موضوع درکلاس نیزنیازبه طرح درس است.این طرح درس می تواندبه صورت یک برنامه ی ذهنی ساده مبتنی بریک روش تدریس جدیدباشد.که شرط آن به روزبودن اطلاعات آموزگارترفندهای بیشتری درامرتدریس بداند،می تواندباتوجه به شرایط وامکانات ازشیوه های متنوع تری کمک بگیرد.

ü      رفتارمناسب معلم نیزارتباط راتقویت می کند.معلم بایدمهربان،منعطف وصمیمی باشدودرکلاس جواعتمادمتقابل برقرارشود،امااین جونباید به گونه ای حاکم شودکه قاطعیت ومدیریت کلاس ازدست معلم بیرون برود.

ü      آموزگار توانامی داندکه درکلاس درس می تواندباپایین آوردن ناگهانی صدایابالابردن آن،(به گونه ای که حالت داد کشیدن  نباشد)یاتغییرصداوصحبت کردن بازبان اجزاوعناصردرس،بدون صرف هیچ هزینه ای حالت تعاملی به کلاس درس ببخشد.هم چنین توقف ناگهانی روندتدریس،افزایش سرعت درخواندن،استفاده ازشوخی های کوچک کلامی،مثال زدن های دوستانه وغیرمغرضانه،فراگیرندگان رابه شرکت درفعالیت های کلاس مشتاق کند.هم چنین می تواندبااستفاده ازکلمات آهنگین،شعرهای خودساخته وحرکات جذاب بدنی مثل بالاوپایین بردن ناگهانی دست، سر و...، توجه فراگیرندگان رابه خودجلب کند.تبدیل محتوای درسی به شعریاداستان های گوناگون،جان بخشیدن به عناصردرسی غیرجان دارمثل جان بخشیدن به خط کسری یاعلامت مساوی،بازی باکلمات ووارونه خوانی وسؤال پراکنی وایجاد سؤال درذهن فراگیران؛مغزفراگیرنده راامرآموزش درگیرکند.

ü      استفاده ازانواع وسایل کمک آموزشی یاکمک درسی(کیت های درسی یاابزارساخته شده ازساده ترین ابزارمانندنی، پارچه و...)،نیزفرآیندیادگیری ویاددهی راتسهیل وپارازیت های موجوددرکلاس درس راکم می کند.

ü      هم چنین برای کنترل هرچه بهترومدیریت هرچه بیشترافکاردرکلاس درس،چیدمان ونحوه ی آرایش کلاس نیزاهمیت زیادی دارد.چنان که دردبستان بایدکلاس هابه گونه ای طراحی شوندکه امکان تبدیل فضابرای استفاده ی گروهی یافردی فراهم باشد.تاهنگامی که آموزگارملزم به توضیح است،صندلی هابه صورتی دربیایندکه همه به یک اندازه به آموزگاردست رسی داشته باشند.

ü      استفاده ازهرگونه های متنوع  ابزاردرارزش یابی توصیفی (حتی درکلاس هابارویکردکیفی)نیزدرجان بخشیدن به ارتباطات درکلاس درس مفیدومؤثربه نط=ظرمی رسد.استفاده ازانواع تکالیف بسطی،خلاقیتی نمونه ی کاریااستفاده ازآزمون های عملکردی گروهی وفردی ونیزاستفاده ازشیوه های خودسنجی وهم سال سنجی وپویایی کلاس کمک وافری می کند.

ü      استفاده ازیادگیری مشارکتی نیزکلاس راازروندناهم گنی نجات می بخشندوباتزریق اعتمادبه نفس وپرورش حس مسؤولیت پذیری وهمکاری،یک کلاس ساکت وبی انگیزه رابه یک کلاس باسروصدای ثابت،باانگیزه وپویاتبدیل می کند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 23:59  توسط محمدخسروی  | 

مجلّه آموزش ابتدایی2 ( ضمن خدمت غیر حضوری90مهر تا دی) کددوره: 91400520

روان شناسی معاصر کودک (علی اکبر شعاری نژاد)

امروز وفردای جهان از آن مردمی است که از اطّلاعات وارتباطات روز بر خوردار ند.

در دنیای امروز ،خرد در جمع معنا پیدا می کندوشناخت وی هنگامی معتبر خواهد بود که او را درمحیط اجتماعی وفرهنگ حاکم برزندگی اومطالعه کنیم.

روان شناسان علمی امروز ،رفتار خرد را،اعم ازخرد سال وبزرگسال ،در محیط اجتماعی مطالعه می کند،چون بر این باور است که رفتار آدمی  ، بدون استثناء رنگ جامعه وفرهنگ آن را منعکس می کند ومطالعه وشناخت آن طبعاً باید به رعایت وپژوهش دقیق ساختار زیر انجام گیرد:                                طبیعت × تربیت × زمان=رفتار       پس روانشناسی کودک به طور طبیعی کودک رادر محیط اجتماعی (خانواده ،جامعه،ومدرسه)مطالعه می کند نه در خلأ ،به عبارت دیگر ،وقتی خواستیم کودکی را بشناسیم وبه چند وچون رفتار هایاو پی ببریم،حتماً باید به پرسشهای زیر بیندیشیم :

1.اوچیست وکیست؟ 2. باچه کسانی زندگی می کند؟ 3. درچه شرایط اجتماعی زندگی می کند؟

4. چه نوع فرهنگی بر او حاکم است ؟ 5. اوخود را چگونه می بیند؟  6. انتظار دارد چگونه باشد؟

7. انتظار دارد بااو چگونه رفتار کنند؟  این گونه پرسش ها وپاسخ های آن ها را می توان در یک عبارت

خلاصه کرد:چند وچون ارتباط های کودک

رفتار کودک با دیگران اعم از والدین ودیگران ، چگونه است. رفتارش اعم از پندار وگفتار وکردار ،      با خویشتن وایشان مثبت است یامنفی؟ درواقع روان شناسی وبه طور عمده روان شناسی اجتماعی به    جز این هدفی نداردومی کوشد رفتار خود رادر جمع وآثار متقابل اووجامعه رادریابد،چون براین باوراستکه عامل عمده ی تعیین وتغییر رفتارفرد به ویژه دردوران کودکی ونوجوانی ،محیط اجتماعی است.                                                                                                                                                                         بنا براین روانشناسی ،به یک معنا ،روان شناسی ارتباطات است وسلامت خرد تنها در جامعه وفرهنگ سالم امکان پذیر است.به عبارت دیگر ،خانواده ی سالم رادر جای سالم میتوان یافت وخرد سالم رادر خانواده ی سالم ،پس ارتباط های اعضا ی خانواده ،مهم ترین واساسی ترین مؤلفه ی تعیین کننده ی چند وچون وارتباط های آن خانواده با جامعه است.

شاید بتوان گفت نه تنها روان شناسی بلکه همه ی علوم ومعارف اعم از فلسفه وعلمو هنر واخلاق ازروابط وارتباطات بحث می کنند ،جزاین که روان شناسی به طور عمده به تأ ثیر مقابل خرد وجامعه                      می پردازد.تربیت یا آموزش –پرورش نیز طبعأ نوعی ارتباط برقرار کردن است. پس مطالعه ی روان شناسی کودک درواقع ،مطالعه ی وضع تأثیر او از اطرافیان ووضع تأثیرش درایشان است.                        در مطالعه ی روان شناسی کودک درحوزه ی آموزش وپرورش باید چند نکته زیررابه یاد داشته باشیم:

1.آگاه شدن از احساسات ونیاز های کودک ،تنها با مطالعه باچند کتاب ،امکان ندارد،بلکه این شناخت به تدریج ودر تجربه های روز به روز حاصل می شود.به همین سبب توصیه می شود کلاس های دوره ی ابتدایی ،معلّمان ثابت داشته باشند .یعنی معلّم کلاس اوّل ابتدایی ،معلّم کلاس دوم همان دانش آموزنیز بشود تا شناخت نسبتاً معتبر ومطمئن از ایشان واولیای ایشان به دست آورد.

2.معرفت حقایق آموزش – پرورش ونظریه های نوین در باره ی روش های تربیت برای شناخت وتربیت کودکان ،ضروری است،به شرط این که با بینش وخلّا قیّت توأم باشد.

3.این احتمال رافراموش نکنیم که ممکن است نظریه های مربوط به رشد وتکامل ویاد گیری کودکان گاهی باهم دیگر متناقض باشند. ما ناگزیریم حقایق هر نظریه را بگیریم وبه کار ببریم ،چون ما معلّم هستیم وهدفی جز کمک کردن به تغییر مطلوب رفتار دانش آموزان خود نداریم.به عبارت دیگر ما معلّمان ،روان شناسی های گوناگون را مطالعه می کنیم نه صرفاً برای روان شناس شدن ،بلکه برای شناخت نسبی ومطمئن کودک.                                                                                                                                                               

4.این حقیقت را همیشه در نظر داشته باشیمکه بهترین ،کامل ترین وجامع ترین کتاب روان شناسی کودک ،خود کودک است. از این رو می گوییم که معلّم شایسته در واقع وعملاً یک پژوهش گر شایسته است وپیوسته ودر همه ی فعّالیّت های خود می کوشد تک تک دانش آموزان خود راآن چنان که هستند ،بشناسد . چون رد شدن یا تغییر یافتن مستلزم دریافتن «بودن» است.چیست؟ یاچه بوده یا چه هست. اکنون می خواهد یا میتواند «چه بشود»؟

5.هرگز این واقعیّت را فراموش نکنیم که دانش آموز به طور طبیعی با یکدیگر متفاوتند:

-یکسان رشد نمی کنند.

- یکسان یاد نمی گیرند.

-انتظارات هم سان ندارند.

-خانواده های متفاوتی دارند.

-ازدیده ها وشنیده ها برداشت های یکسانی ندارند.

-باتجربه های متفاوتی به مدرسه می آیندوانتظارهای متفاوتی ازآن دارند.

-ازتشویق وتنبیه ،یکسان متأثر نمی شوند.

-بینش های متفاوتی دارند.

-هر کودک ، خانواده ی خود رابهمدرسه می آورد،یارفتارهای کودک طبعاً نمایان گر فرهنگ خانواده یاوست.

- هرکودک به محبت،امنیّت خاطر ،وآزادی رشدوتکامل نیاز دارد.

-محیط عاطفی (هیجانی ) که کودک درآن بزرگ می شود،طبعاً موجب قوّت وضعف درشکوفا شدن استعدادهای اواست.درواقع ،مثبت ومنفی بودن وشدن رفتارهای کودک عمدتاًازهمین عالم متأثر می شود.

-کودک در همین دوران است که می تواند(یاباید)یاد بگیرد یامسؤول اعمال خودش است واین مسؤولیت رابپذیرد.

- کودک در همین دوران است که می تواند(یاباید)روشهای درست یادگیری را یاد بگیرد.

با توجه به این گونه یافته ها درباره ی روانشناسی کودک ،اولیاءومعلّمان باید واقعیّت های زیرراهمیشه به یاد داشته باشیم ورعایت کنیم:

1.هردانش آموز را،آن چنان که هست، بپذیریم .

2.هرگزدانش آموزان خودرابا یکدیگر مقایسه نکنیم .

3.هر دانش آموز را بااسم کوچک صداکنیم.

4.هرگزدانش آموزی را پیش هم کلاسانش تحقیر نکنیم وراهنمایی های خود را به شکل گروهی مطرح کنیم.

5.هیچ دانش آموزی را به سایر دانش آموزان ترجیح ندهیم ،به طوری که همگی عملاً دریابندکه برای ما مطرح هستند.

6.دانش آموزان ازاولیاء وما معلّمان یاد می گیرند که با مردم چگونه باشند وچگونه خود تعامل کنند. فراموش نکنیم که کودکان در پندار وگفتاروکردارشان ازاطرافیان خود تقلید می کنند.بنابراین ،دربحث های اخلاقی باید خودمان الگوی همان باشیم که انتظار داریم دانش آموزان باشند وبه جای پندواندرزهای کلامی،الگوهای زنده نشان دهیم وازپرداختن به احوال درگذشتگان تاحدامکان پرهیز کنیم.

7.کارهای گروهی راتحریک وتشویق کنیم تابه گونه ای عملی یاد بگیرندکه چگونه هم زیستی سالم داشته باشندواز آن لذّت ببرند.

8.مدرسه وکلاس ها را محیط شاد وشادی برانگیزگردانیم زیرا که شادی ازضرورت های یاد گیری فعال است.

9.برای هر یک ازدانش آموزان خود پرونده ی محرمانه ای تشکیل بدهیم وهنگام ارتقای کلاس ،آن پرونده هارا دراختیار معلّم کلاس بعد قرار دهیم.

10.ما معلّمان ،خود همیشه دانش آموز باشیم. گوش کنیم ،بخوانیم ،واطّلاعات وتجربه های خودراپیوسته براساس یافته های علمی وفنّی تازه ،ارزشیابی کنیم.

11.کتاب هایی راکه خود به طور دقیق نخوانده ایم به دانش آموزان توصیه نکنیم.

12.تفکّر انتقادی وخلّاق رادر ایشان تحریک وتقویت کنیم.بهترین وسیله برای این فرایند مهم ،استفاده ازداستانهاست.

13.فعّالیّت های آموزشی آزاد(فوق برنامه)رابسیار جدّی تلقی کنیم زیرا که بهترین فرصت شناخت دانش آموزوتشویق او برای تفکر انتقادی ،خلاق،احساس مسئولیت،اظهار واثبات وجود ،خود شکوفایی،روش های درست هم زیستی وارتباط سالم با دیگران ،یادگیری چگونه همکاری وهمیاری کردن،پی بردن به هویت خویش،ارزیابی خویشتن،تقویت عزت نفس،شناخت موقعیّت هاوارزیابی آن هااست.

14.فراموش نکنیم که فرایند «یادگیری» قلب آموزش وپرورش ،و«انگیزش » قلب یادگیری است .پس نقش عمده وپایه ای هرمعلّم ،برانگیختن فرایند یادگیری دانش آموز است.

15.باید به دانش آموز کمک کنیم که خود بفهمند ،نه این که ما به ایشان بفهمانیم که« فهمیدن » شرط مهم یادگیری است.

16.همواره به یاد داشته باشیم که مدرسه وکلاس ،محل نسبتاض مطمئن ومثبت زندگی است.نه آماده شدن برای زندگی.دانش آموزان از ما یاد می گیرند چگونه شاد زندگی کنندوچگونه ازبودن بادیگران وهمیاری باایشان لذت ببرند.

17.دانش آموزان از مایاد می گیرند (یاباید یادبگیرند)که کتاب هارا بخوانند ،امّادرکتاب هانمانندوگذشته هارابخوانند امّادرگذشته ها نمانند.

18. دانش آموزان از مایاد می گیرند (یاباید یادبگیرند)چگونه شکست های اجتماعی خودرا فرصت های تغییر وپیشرفت تلقی کنند وناامید نشوند.

19. دانش آموزان از مایاد می گیرندکه انعطاف پذیری،ازشرایط ارتباط های سالم است وتعصب ویک دندگی ،مخرّب آن ها.

20.رغبت ونیاز به کسب اطّلاعات ،که شرط ضروری ارتباطات است ،یادگیری برمی انگیزاند .ازاین رو ، شناخت رغبت ها ونیازهای تک تک دانش آموزان وبرانگیختن آنها ازمهارت های اساسی معلّم است.

21.مطالعات یادگیری نشان داده اند که کودکان هنگامی خوب یاد می گیرند که در انتخاب و           برنامه ریزی فعّالیتهای یادگیری راهنمایی شوند.

22.کودکان از اولیاءومعلّمان خود یاد می گیرندکه چگونه به دیگران ،به خصوص اولیاءومعلمانشان ، احترام بگذارند وبه ایشان محبّت کنند.

در هر صورت باید این واقعیّت رابپذیریم که تربیت یا آموزش –پرورش یعنی معلّمی ،کاری است بسیار دشوار ومستلزم تحمّل خستگی وگاهی نا کامی ،این نیز بدون برخورداری از عشق وبردباری غیر ممکن است.مطالعه ی مداوم روان شناسی به ویژه روانشناسی کودک ونوجوان ودقیق شدن درپندارها،گفتارها،وکردارها ی دانش آموزان،طبعاًعشق وبردباری رادر معلّمان تقویت می کند.     دانش آموزان حتی خردسال ازگفتار هاوکردارهای معلم به بود ونبود وچگونگی همین عشق وتحمل پی می برند.

کارکرد اساسی آموزش این است:

چشمان انسان هارا باز کندتا بیدار شوندوفکرنکنند شیوه هایی که هم اکنون باآن زندگی می کنند روشی است که هرکس درهرزمان بایدباآن زندگی کند.

مؤلفه های اساسی آموزش –پرورش عبارتند از :

.بهبود قدرت ذهنی وتفکر انتقادی وخلاق

.آماده شدن برای مهارت های حرفه ای

.ترویج وتوسعه ی احساس مطلوب اخلاقی که زندگی اخلاقی است وبه هستی افراد ،معنا می بخشد.پ2

راهنمای برقراریارتباط باکودکان (ابراهیم اصلانی)

یادمن باشد که... ارتباط فرصتی است تا انسان شخصیت واقعی خود رابشناسد .جرج برناردشاو می گوید:« محک تربیت هرمرد وزنی نحوه ی رفتار اودردعوا ومرافعه است. »

این جا نمی خواهیم ازبگو مگو ودعوا صحبت کنیم .ولی می توانیم به این واقعیت بیندیشیم که پیام های کلامی وغیر کلامی درجریان ارتباط، نشان دهنده ی شخصیت وطرز تفکر ها هستند .گاهی ممکن است به صورت ناخودآگاه از واژه واصطلاحاتی درکلاس استفاده کنیم که نه تنها مخل فرایند ارتباط هستند،بلکه با مبانی انسانی تربیت هم منافات دارند.اگر ذات تربیت رادر محبت واحترام به انسان ها بدانیم .

خوب است گاهی به خود ارزیابی بپردازیم وببینیم که تا چه اندازه به این موضوع وفاداریم. فراموش نکنیم که انتظارات وتوقعات مااز دانش آموزان ،خاستگاهی فلسفی وفکریدارد.تلاش عمدی وغیرعمدی برای تحقیر یک فرد ،درواقع بیان گر یک طرزفکر است. اعمال تبعیض خواسته وناخواسته بین عده ای ،نشان دهنده ی نگاه ها به انسان وانسانیت است.به همین ترتیب ،هررفتار ارتباطی می تواند بخشی از آن چه که در درون وافکار ما رخ میدهد رابنمایاند.

بیایید با مرور نکته هایی که ممکن است درکلاس درس پیش بیایند به ارزیابی خاستگاه افکارمان بپردازیم:

1.در کاربرد واژه ها واصطلاحات وجمله ها بیشتر دقت کنم.

2.با خرده فرهنگ ها ،باورها وارزش های شهر ،منطقه ،محله،ومحیطی که درآن کارمی کنم،آشنا شوم.

3.باپیشداوری وقضاوت ازروی ظواهر ،به سراغ دانش آموزان نروم.

4. به عمد وغیر عمد کسی را تحقیر نکنم.

5.بین دانش آموزان تبعیض قائل نشوم.

6.گاهی ممکن است بدون آن که بخواهم یامتوجه باشم ،رفتارم تبعیض آمیز باشد.

7.نه برکسی اسم یالقب بگذارم ونه به کسی اجازه بدهم این کار رابکند.

8.نباید زمینه ای فراهم کنم که عده ای از دانش آموزان چاپلوس ومتملق بار بیایند.

9.ثبات شخصیت وتعادل عاطفی من موجب آرامش واطمینان دانش آموزان خواهد شد.

10.گاهی ارزیابی کنم که:« آیا رفتارهایم محیطی آرام ولذت بخش برای دانش آموزان فراهم می کند یا محیطی به ظاهر آرام ،ولی پرتنش؟» پ2

زبان بدن از کتاب ارتباط شناسی (دکتر مهدی محسنیان راد)

 اهمیت پیامهای غیر کلامی درارتباطات

دربحث ازارتباطات انسانی ،نمی توان به سادگی از موضوع ارتباطات غیر کلامی گذشت .به طور معمول ،پیام های غیر کلامی همیشه آگاهانه ارسال نمی شوند .این بدان معناست که فرستنده باید به اهمیت ارتباطات غیر کلامی واقف بوده ودقت بیشتری در مورد پیامها ی غیرکلامی به خرج دهد. که مطالب ذیل که می خوانید توسط نور محمد خادمی تلخیص وتنظیم شده است ودارای تحلیل ها ونکات بسیار جالبی است.

انواع پیام های غیرکلامی

برخی ازپیامها ازرمزهای غیر کلامی استفاده می کنند .به عنوان مثال برخی از آدمها با قراردادن کف دست برسینه وپایین آوردن مختصری سر ،به دیگران اظهار ارادت ودوستی می کنند .این عملی ارادی است که فرد براساس قراردادهایی که دراجتماعش وجوددارد ،پیامی را می فرستد.ممکناست بافردی شروع به صحبت کنید وببینیدکه رنگ رخساراو به تدریج سرخ می شود .ازاین شرخ شدن صورت نیز پیامی دریافت می کنید.ام دراینجا فرستنده ی این پیام ،پیام خودرابه صورت غیر ارادی می فرستد .پس می توان پیام های غیر کلامی را به دو دسته تقسیم کرد:

1-   پیامهای ارادی که مطابق با قراردادهای اجتماعی هستند.

2-    پیام های غیرارادی که ناشی ازفعل وانفعالات فیزیولوژیکی بدن هستند.                                   بوس ماجیان درتعریف توضیحی خود از ارتباط غیر کلامی ،می نویسد:«واژهی ارتباط غیر کلامی به دامنه ی وسیعی از پدیده هایی گفته می شود که پهنه وسیعی را می پوشانند.ازبیان چهره ایواشاره تا مد ،ازوضعیت نمادی تارقص ،تئاتر ،موسیقی وپانتو میم ،از جریان تاثیر گذار ی تاجریان  ترافیک ،از حاکمیت جویی حیوانات تا تشریفات دیپلماتیک ،ازادراکات مافوق حسی تا رایانه های تمثیلی وازعلم معانی مربوط به رقص های ابتدایی .فیلم های صامت چارلی پاپلین نمادی از ارتباط بدون کلام بودنی که هنوز هم ازآنها تعریف وتمجید می شود.»

رمز وراز حرکات بدن

مادر زندگی روز مره به طور مرتب پیام های غیر کلامی می فرستیم ،چشمک میزنیم ،ادادرمی آوریم ،دست هایمان را حرکت می دهیم ،با دست ها اشاره می کنیم یا آهسته با پایمان ضرب می گیریم.

پیام های غیر کلامی ما در کنش های متقابل انسانی می توانند بسیارمهم تر ازاعتباری باشند که برای آنها قائل هستیم.قبل از تکامل شیوه های ارتباط کلامی از سوی انسان ،ارتباط بدنی ازقسمت های اصلی سیستم ارتباطی بوده است.اکنون نیز حرکات بدن یکی ازوسیله های اصلی برای انتقال پیام درارتباطات انسانی است.زیرا سخن گفتن ،به تنهایی قادر به انجام آن نیست.

فرایند ارتباط بیش از تبادل کلام است ودرحقیقت ارتباط می تواند بدون هیچ کلامی نیز صورت گیرد.چنان که اکثراًچنین اتفاق می افتد.مثلاً هرگاه دویاچند نفر باهم باشند،می بینیم که ارتباط غیرکلامی بین آنان درتمام مدت درحال انجام است درحالی که ارتباط کلامی فقط گاهی صورت  می گیرد.تفاوت بین ارتباط کلامی وغیر کلامی به سادگی مقایسه ی اعمال وصحبت نیست.          واقعی ترین نمونه از ارتباط کلامی زبان نوشتاری وگفتاری است وبهترین مثال برای ارتباط غیر کلامی ، بیان چهره ای واشارات بدنی است. ضمن آنکه آهنگ صدا ولحن ،سکوت های بین کلمات یا تکیه بر کلمه ای نیز ،نمونه هایی از ارتباط غیر کلامی است. از یک طرف باز گو کردن یا ترجمه ی زبان غیر کلامی به صورت پیام کلامی مشکل است واز طرف دیگر استفاده از شکل غیر کلامی برای بیان روابط منطقی نیز نامناسب جلوه می کند.به علت تمثیلی بودن ارتباط غیر کلامی ،یادگیری آن نیاز به آموزش کمتری برای فهمیدن دارد. یک عمل غیر کلامی می تواند دارای معانی متفاوت یا برداشت های گوناگون باشد.رفتارهای غیر کلامی ممکن است:1.دریک حد بالای آگاهی طرح ریزی وانجام شوند.2.بدون قصد انجام شوند.3.بسیار عادی باشند،به طوری که ما از آن آگاه نباشیم.

سیستم ارتباط غیر کلامی هر فرستنده دارای چهار دستگاه اصلی به عنوان شبکه ی ارتباطی است:«چهره،چشم ها،بدن وصدا.»بیردوایستل طرحی را انجام داده است که سعی شده همه ی حرکات بشر کد گذاری شود.دراینروش ،بدن به هشت قسمت اصلی تقسیم شده است :«مجموعه سر»:«صورت»:«بدن»:«شانه،بازووکمر»:«دستوانگشت»:«لگن،ران وپاشنه یپا»:«پا»و«گردن».

فرایزن واکمن نیز طرحی رادر پنج مقوله تهیه کرده اند که شامل موارد زیر است:

الف)رموز،حرکاتی که جانشین کلمات می شود.

ب)مصورها،حرکاتی که صحبت را همراهی ویا روی یک کلمه ی خاص تکیه می کند ودرواقع درصحبت کردن جانشین علائمی چون نقطه،ویرگول،علامت سوال وغیره می شودکه دریک متن به کارمی رود.

پ)تنظیم کننده ها ،حرکاتی هستند که یک تفسیر را صحبت نشان می دهند یا ابقا می کنند.

ت)تطبیق دهنده ها،حرکاتی هستند که مربوط به نیاز فرد یا بیان هیجانات می شوند.

ث) ابزار احساسات ،که ویژه بیان احساس به وسیله چهره است.

رفتار غیر کلامی ،بیان گر احساسات حقیقی

حرکات گوناگون انسان در بسیاری از موارد حاوی پیام های غیر کلامی است .به هنگام فرستادن پیام های غیر کلامی ما نمی توانیم متوجه همه ی رفتار مان با شیم وآن هارا دریابیم .معمولاًصدایمان را می توانیم ،بشنویم اما نمی توانیم حرکات ،اشارات وچگونگی بیان خود رادرک کنیم،زیرا اینگونه ازرفتار ها ی غیر کلامینمونه هایی مبهم ترومدام تر ازسخن گفتن هستند.مضافاًاین که آنها درحوزه ی خود آگاهی ماکمتر دارای اهمیّتند.این اعتقاد وجود داردکه فرستنده ،به رفتار غیر کلامی خود کمتر از سخن گفتن نظارت مستقیم دارد وبه همین دلیل این فرضیه از سوی بعضی ازپژوهش گران مطرح شده است که رفتار غیر کلامی براحساسات حقیقی ما دلالت دارد آن چنان که یک هنرمند پانتومیم ،مارسل مارسو گفت: «زبان همیشه غیر قابل اعتماد بوده است ،زیرا همیشه دربیان حقیقت دروغ هایی وجود دارد.مردم با کلمات ،بسیاربه اشتباه انداخته شدهاند.»

وقتی اشخاص خود ویا دیگران را گول می زنند،شاید بدن بیش از چهره ،درستی عمل رانشان دهد.ازنظر محققان ،چهره یکی ازمنابع آشکارکردن احساسات به شمار می آید.

در فرایندارتباط ،نوعی بمباران پیام انجام می گیرد ،بمباران از منابع متنوع ،هم زمان ،پشت سر هم ووابسته به یکدیگر .گیرنده فقط شمار کوچکی ازاین پیام ها را که مورد توجه او قرار گیرند ،انتخاب می کند.بنابراین، فرستنده ی پیام باید یا قادر باشد ،توجه گیرنده رابه پیام مورد نظر متمرکز کندویااین که فرایند رانظارت وموضوع های بی ربط را حذف کند. افراد آن دسته از پیام ها ی غیر کلامی راکه به آن خو گرفته اند.(آموخنه اند)وازطریق نشانه های غیر کلامی قراردادی (رمزهای غیر کلامی)، دریافت می دارند ،بهتر درک می کنند تاتشریح حرکات همان پیام به صورت کلامی . سپس می توان نتیجه گرفت که شاید صحیح این باشد که پیام های غیر کلامی را به دو دسته پیام های حاوی رمز ها ی قراردادی غیر کلامی وپیام های حاوی  نشانه های غیر کلامی تقسیم کنیم.به این ترتیب حرکت سر به معنی بله ،یک رمز قرار دادی غیر کلامی وترس از طریق چشم ،پلک وگوش ،یک نشانه ی غیر کلامی محسوب می شود.

دریافت پیام های غیر کلامی آگاهانه است

مردم پیش از آن که آگاهانه پیام های غیر کلامی راارسال کنند،آگاهانه پیام های غیر کلامی دیگران رادریافت می کنند.شنیدن ودیدن از دیدگاه گیرنده ی پیام،مهمترین منابع کسب اطلاعات هستند. دلیل تمایز وبرتری دیدن وشنیدن درمقابل سایر حس ها چند ویژگی آنهاست:عمل دریافت پیام را به طور هم زمان ویا به طور متوالی دریافت کنندواز این لحاظ که گیرنده ی پیام ،از آن ها به طور انتخابی برای دریافت پیام ها استفاده می کند ،دارای اهمیّت هستند. دیدن در مقابل شنیدن ،خود از برتری ویژه ای برخوردار است.سیستم شنیدن نسبت به دیدن ،کم تر فعّال است. درواقع مابیشتر با چشم هایمان می توانیم جستجو کنیم تا باگوش هایمان.سیستم شنیداری دارای عملکرد پی در پی است .در حالی که سیستم دیداری دارای توانایی بیشتر وساده تری برای دریافت محرک های هم زمان است.اگر چه ممکن است تمرکز بر روی یکی از جنبه های فرستنده ی پیام را به طور دیداری انتخاب کنیم. ولی معمولاً به طور هم زمان علائم دیگری راکه از طریق موقعیّت بدن فرستنده ارسال می شود نیز دریافت می کنیم .مانند فاصله فیزیکی وحالات چهره.

البته یکی ازراههای بالابردن ادراک ما ،نظارت روی ادراکات اوّلیه مان از طریق سوال ازفرستنده درباره ی نظراتش است. اما توجه به حوزه های پیام های غیر کلامی نیز می تواندبسیار مفید باشد.حالاتی مثل ترس ازطریق چشم ،پلک وگوش قابل تشخیص است. به واسطه ی حالت چشم وپلک می توان به وجود غم در نزد شخص پی برد. حالت شادی تقریباً همیشه در گونه ودهان یادر چشم و پلک ها ویا درگونه ودهان یادرچشم وپلک ها ویا در گونه ودهان با یکدیگر مشاهده می شود.

حالت تعجب نیز به طور دقیقی درابرو ها ،مژه ها وپیشانی نمایان می شود. خشم وغضب را نمی توان به درستی از طریق یک قسمت از چهره حدس زد. محققان تصور می کنند که علّت این مسئله مربوط به دو پهلو بودن خشم نسبت به دیگر حالات چهره باشد.

شولمن در مورد پیام های غیر کلامی که از طریق گوش دریافت می شوند،می نویسد: «ارتباط غیر کلامی فقط شامل حوزه هایی از در یافت پیام ازطریق چشم نیست وگوش نیز در این مورد نقش دارد. اطلاعات دیداری معمولاًبه طور هم زمان با اطلاعات شنیداری وپیام هایی که ممکن است هم آهنگ ویا متناقض باشند ،دریافت می شود.»

افرادی که به طور مداوم با پیام های متضاد ومتناقض بمباران می شوند،قادر به ارتباط مؤثر با افراد دیگر نخواهند بود.دیدن نمی تواند همیشه مفید ترین منبع اطلاعاتی باشد.بچه ها بیشتر توسط آهنگ صدا ،تحت تاثیر قرار می گیرند تا حالت های چهره.

فاصله وارتباط

وجود فاصله ی فیزیکی بین فرستنده ها وگیرنده ،در ارتباطات غیر کلامی نقش مهمی دارد.دراین گونه از ارتباطات چهار نوع فاصله وجود دارد:

1-فاصله صمیمی (تقریباً حدود 15 تا 50 سانتیمتر).در این فاصله می توان انتظار بیشترین حد       پیام های غیر کلامی راداشت (استفاده از چنین فاصله ای برای برقراری ارتباط در محل های عمومی دراغلب جوامع پذیرفته نیست.)

2-فاصله شخصی (تقریباً تا حدود120 سانتیمتر ).

3-فاصله اجتماعی (ازحدود 120 تا220 سانتیمتر ).درچنین فاصله ای ارتباط غیر کلامی دچار اشکال خواهد بود .زیرا افراد آن قدر از یکدیگر دور هستند که ارتباط دیداری به خوبی انجام نخواهد شد.

4-فاصله عمومی (ازحدود3تا7متر).درچنین فاصله ای قسمت اعظم ارتباطات غیر کلامی به ژست ها وحالات ایستادن سخن ران مربوط می شود.

مامعمولاًدرزندگی روزمره خود ارتباط غیر کلامی راانجام می دهیم.برای این کار ،باید برخی از جنبه های جریان اطلاعات رابه عنوان اطلاعات مهم وپر معنی انتخاب واز برخی صرف نظر کنیم.آنچه راکه صرف نظر می کنیم از نظر ما بی معنی یا غیر مهم است.

مردم می توانند حرکات سنجیده ومعنی دار راکه ارتباط با پیام شخص سخن گوست ،فقط از طریق نگاه کردن به حرکات بدن تشخیص دهند.شواهدی وجود دارد که نشان می دهداین شناسایی حتی در بچه ها ی خیلی کوچک نیز انجام می شود.ارائه ی حرکات بدن وچهره به عنوان چارچوبی برای کنش متقابل عمل می کند.ظاهراً فضا ومحیط ،اطلاعات بیشتری در زمینه ی ارتباط غیر کلامی در اختیار گیرنده ی پیام قرار می دهد.علاوه بر بیان چهره ای ،مشاهده ی زمینه ی بیشتری از بدن ،یا حضور فرد دریک مجموعه ،منتهی به دریافت پیام بیشتری می شود.

در جامعه ی ما با پیشینه ی فرهنگی که داریم ،احتمالاً راز ورمز های بسیاری برای بیان چهره ای در ارتباطات غیر کلامی وجود دارد که نمونه ای از آن ها در اشعار کهن ومعاصر به چشم می خورد:

هزار نکته ی سر بسته ،بی میانجی حرف          زغنچه ی دهن تنگ یار میشنوم

چون نای ،لب بسته سراپای زبانیم                درظاهر اگر نیست زبان دردهن ما

برگ خزان رسیده بود ترجمان باغ            ازرنگ چهره ،حال مرامی توان شنید

نامه ی سر بستهراچون آب خواندن ،حق ماست        کز سخن فهممان آن لب های خاموشیم ما

هر چند نیست دردل ما نوشتنی            از اشک خود ،دوسطر به ایما نوشته ایم    (صائب تبریزی)

رنگ رویم غم دل پیش کسان می گوید           فاش کرد آن که زبیگانه همی بنهفتم

گربگویم که مرا بی توپریشانی نیست             رنگ رخساره خبر میدهد ازسرضمیر  (سعدی)

گرچه تفسیر زبان روشن گر است            لیک عشق بی زبان روشن تراست

رنگ رویم را نمی بینی چوزر؟               زاندرون ،خود می دهد رنگم خبر

پس زبان محرمان خود دیگر است                    هم دلی از هم زبانی بهتر است  (مولوی)

تومومی بینی من پیچش مو                  توابرو، مناشارت های ابرو       (وحشی بافقی)

نشود فاش کسی آن که میان من وتوست                تا اشارات نظر نامه رسان  من وتوست

گوش کن ،با لب خاموش سخن می گویم          پاسخ گو به نگاهی که زبان من وتوست(هوشنگ ابتهاج)

من ندانم به نگاه تو چه رازی است نهان؟     که من آن راز توان دیدن وگفتن نتوان(رعدی آذرخشی)  

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 23:46  توسط محمدخسروی  | 

مجلّه آموزش ابتدایی1 ( ضمن خدمت غیر حضوری90مهر تا دی) کددوره: 91400520 مهرماه 90 :

ارتباط ،موضوعی مهم در همه ی مباحث انسانی است ودرتربیت نیز جایگاهی خاص دارد.برقراری ارتباط مطلوب ومؤثرباکودک،دغدغه ی اصلی هرپدرومادر ،معلّم ومربی است.شاید بخشی از مهارت های ارتباطی افراد به عوامل ارثی وذاتی مربوط باشد،امّاآن چه مسلم به نظر می رسد،این است که بخش عمده ی مهارت های ارتباطی ،آموختنی واکتسابی است .بنابراین اگروالدین ومربیان سعی کنند این مهارت هارابشناسند،تمرین کنندوبه درستی به کار ببرند ،درهای ارتباط به روی آنان باز خواهد شد.به دنبال توافق به عمل آمده بین دفتر آموزش وارتقای مهارتهای حرفه ای ودفتر انتشارات کمک آموزشی ،دوره ی 24 ساعته ی آموزش ضمن خدمت غیر حضوری با عنوان برقراری ارتباط با کودک وبا کد91400520 برای پست های سازمانی آموزگار ، مدیر آموزگار،رئیس دبستان،معاون دبستان ،مربی کودک ،مربی امور تربیتی ،آموزگار استثنایی ،رئیس ومعاون مهد کودک دردوره ی پیش دبستان ودبستان ،با استفاده ازمحتوای ارائه شدهدرماهنامه ی رشدآموزش ابتدایی به اجرا درمی آید .مطالب  در چهار شماره ی این ماهنامه (ازمهر تادی ماه 90 ) به چاپ می رسدوسپس ارزشیابی از محتوای دوره به عمل می آید.مطالب این چهار شماره که مطابق سر فصل های آموزشی تهیه شده اند ،از چند ویژگی برخوردار است:

1.علاوه بر استادان دانشگاه ، تلاش شده است کارشناسان وآموزگاران دوره ابتدایی هم درتدوین محتوای آموزشی نقش داشته باشند.

2.براساس سرفصل های پیشنهادی ،نقدآموزش وارتقای مهارت های حرفه ای ،مفاهیم کلی ونظری ونیز نکته های جزئی وکار بردی در محتوای آموزشی یافت می شود.

3.به منظور تنوع درارائه ی مطالب ،علاوه برمقاله ،از قالب کمیک استریپ ودر حد امکان ازسایر روش هااستفاده خواهد شد.یادآور می شودمطالب دیگری نیز سفارش داده شده بودکه به دلیل تأخیردر ارسال ودریافت مقالات ،دراین ویژه نامه نیامده است،ولی در قسمت های دیگر مجله استفاده خواهند شد.امیدواریم مطالب محتوای آموزشی این دوره قابل استفاده ی همه ی همکاران عزیز قرارگیرد.دبیر ویژه نامه-ابراهیم اصلانی

مفهوم ارتباط دردنیای امروز

دردنیای امروز،ارتباطات مؤثر یکی از ارکان کلیدی موفقیّت به شمار می آید ،زندگی انسان بابرقراری رابطه وارتباط آغاز می شودوپیوسته بر تعداد وچگونگی آنها افزوده می شود. اگر چه رابطه وارتباط دومفهوم ،مترادف فرض می شودامّامی توان برای این دو،مفاهیمی جداگانه در نظر گرفت.رابطه،به هرگونه تماس میان افراد یا گروه ها واشیااطلاق می شود،در صورتی که ارتباط رابطه ای هدفمند وبه طور عمده آگاهانه است که بیشتر درحوزه ی افراد بشر مطرح است «شعاری نژاد1385»

مفهوم ارتباط

وقتی از ارتباط سخن می گوییم ،منظور تعاملی دوسویه است.بنابر این برای درک ارتباط وشناخت موانع ارتباط باید نگرش تعاملی داشت.محسنیان راد در کتاب «ارتباط شناسی» که از ارزنده ترین منابع موجود دراین زمینه به شمار می رود،بعد از بررسی تعریف های متعدد ارتباط،این تعریف را پیشنهاد می کند:«ارتباط عبارت است از فرایند انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده ،مشروط برآن که دربرگیرنده ی پیام ،مشابهت معنی یا معنی مورد نظر فرستنده ی پیام ایجاد شود.»درارتباط ،مافقط پیام های کلامی را مبادله نمی کنیم.پیامهای غیر کلامی مانند اشاره ،حالت چهره ،حرکات واز این قبیل نیز بدون آنکه خودمان چندان متوجه باشیم، درارتباط ما بادیگران نقش دارند.یکی ازویژگی های جالب بحث ارتباط در دنیای امروز،توجه خاص پژوهش گران ارتباط شناسی به موضوع ارتباطات غیر کلامی است.عده ای ازمحققان معتقدندکه رفتار غیر کلامی دلالت بر احساسات حقیقی مادارد. شواهد روزمره هم نشان می دهدکه دریافت پیام های غیر کلامی از اهمیّت خاصی برخوردار است.از تعریف ارتباط،چند نکته قابل استنباط است:1.ارتباط مفهومی ایستا نیست،بلکه پویاست.2.عوامل ارتباط (فرستنده وگیرنده)دارای کنش متقابل هستندوهریک بردیگری تأثیرمی گذاردوازدیگری تأثیر می پذیرد. 3.هیچ ارتباطی بدون پیام نیست .به عبارت دیگر،هرگونه ارتباطی دارای پیامی است که میان طرفین ردوبدل می شود .به پیام معنانیز می گویند. 4.ارتباط دارای ردیفی ازاجزا نیست ،یعنی صرفاً باکنار هم گذاشتن اجزای متفاوت،نمی توان انتظار داشت که ارتباط روی دهد.به عنوان مثال، برایشکل گیری ارتباط مؤثر درجریان آموزش ،عناصری چون تدریس ،گفت گو،کتاب وسخنرانی باید حضور داشته باشند،امّا نمی توانیم بگوییم که با دست رسی به این اجزا واستفاده ازآن ها،دانش آموزان به آموزش دست خواهند یافت.برای آموزش ،تمامی این اجزالازم هستند امّامجموع آن هانمی تواندآموزش مؤثر راتضمین کندوفرایند کارتعیین کننده است.

پیش نیاز های ارتباط

برقراری ارتباط مؤثرهمیشه کار آسانی نیست،چرا؟اگربه مفهومارتباط وکارکردهای آن توجه کنیم،می بینیم که هریک ازعناصرارتباط (فرستنده،پیام وگیرنده)            می تواننددارای مجموعه ای از ویژگی های متنوع وپیچیده باشند.ارتباط مرثر مستلزم پیش نیاز هایی است،اگر چه درجریان ارتباط ودریک رابطه ی علت – معلولی،سطح این موارد ارتقایافته وبه پیش نیازهای جدیدی منجر می شوند.

1.آشنایی باویژگی های شخصیتی کودکان ونوجوانان(روانشناسی رشد)                                      

2.شناخت کارکرد های فرهنگ ومؤلفه های هویت فرهنگی

3.درک منطقی ازفضای زندگی(خانواده،مدرسه،جامعه)

4. شناخت کارکرد های ابزار های ارتباط جمعی ورسانه ها

5.درک قابلیت های مدرسه به عنوان ابزار تربیت رسمی [اصلانی 1389].

توجه به این نکته ی مهمکه درشکل گیری یک جریان ارتباطی ،عناصر متعددی قبل ،ضمن وبعد ازارتباط دخالت دارند،شاید مارابیشتر به اهمیّت موضوع واقف سازد.ممکن است به عنوان پدر ومادر،معلّم یامدیرعلاقمند به ایجاد ارتباطی مؤثرباکودکان ونوجوانان باشیم وگامهایی نیز برداریم،امّاشایدهمه چیز مطابق دل خواه ماپیش نرود.به این ترتیب ،لازم است به پیش نیازهای این ارتباط بیشتر توجه کنیم وبرای این کار:

1.پیچیدگی های فرایندارتباط رافراموش نکنیم.

2.تاجایی که امکان پذیر است هریک از عناصر رادر فرایندارتباط به کاربگیریم.

به عنوان مثال ،شناخت کارکرد های هویت فرهنگی،میتواند ما رابه درک منطقی تری ازارتباط باکودکان ونوجوانان امروزی برساند.

3.توقع نداشته باشیم که با مهیا کردن یااصلاح یکی از عناصر ،همه چیز خوب پیش برود.گاهی پدرومادریاآموزگار باروانشناسی رشد آشنا هستند،امّا مثلاً ازکارکردهای ابزار های ارتباط جمعی ورسانه ها غافل می شوند.

4.تبعات گسترده تر مطالعه ی ارتباط راکه می توان درپیوند ریشه ای میان ارتباط واجتماع مشاهده کرد .ارتباط چیزی است که اجتماع رامنسجم نگاه می دارد.درنتیجه ارزش های سیاسی واخلاقی اجتماع رامی توان درچار چوب ارتباطات ممکن درون آن تحلیل کرد [ادگاروسج ویک،1387 ].

شکل گیری ارتباط مؤثر ،مستلزم شناخت درست وجامعی ازمفاهیم ارتباط ،جامعه وفرهنگ است.

نگاه تک بعدی ویک سویه به موضوع ارتباط باکودکان ونوجوانان باعث می شودکه علاوه برغفلت ازابعاد تأثیر گذاردیگر،نتوانیم دلیل عدم توفیق های احتمالی راتحلیل ودرک کنیم.

ارتباط،مهارت است

ارتباط برقرار کردن را می توان توانایی هایی مانند هوش،یادگیری واستعدادذاتی تلقی کرد،امّاواقعیّت این است که اگر حتی بخشی اززمینه های مفاهیم یاد شده ذاتی باشد،قسمت عمده ی آن هاقابل پرورش است.ارتباط برقرارکردن هم مهارتی است که می توانید آن راپرورش هید.کاری رامهارت می نامند که پیچیده است وبه آموختن نیازدارد.ازاین رو،ارتباط برقرارکردن راکه برخلاف ظاهرکلمه، امرچندان ساده ای نیست وپیچیدگی های فرائانی دارد،مهارت می خوانندکه بایدآموخته شود.هرگونه ارتباط ،حامل پیامی است وهدفش اثرگذاری روی پیام گیران است.فرستنده وگیرنده ی پیام ازافراد بشر هستندکه به طورسرشتی پیچیدگی های متنوعی دارند. خودپیام هم دارای پیچیدگی های خاصی است[اشعاری نژاد،1385].

چندنکته ی کلی برای برقراری ارتباط

1.هیچگاه فراموش نکنیدکه ارتباط موضوعی دوسویه است.

2.همواره انسان های زیادی هستندکه به ارتباط نیازدارندویک ارتباط مؤثر می توانددرهای موفقیت رابه روی آن هابازکند.

3.بخش عمده ای ازمهارت ارتباط ،به توانایی کنترل خودوابسته است.

4.به تأثیرتفاوت های فردی درارتباط توجه داشته باشید.

5.ارتباط،مهارتی است که درطول زمان پخته تروکامل ترمی شود.

6.درهرارتباط پیام،واکنشی رادرگیرنده به وجودمی آوردکه آن رابازخوردمی نامند. بازخوردهاابزارمناسبی برای ارزشیابی قدرت اثربخشی پیام وفرستنده ی پیام هستندومی توانندبه شمادرتغییرنوع پیام کمک کنند.

7.هرچیزکه درجریان ارتباط مؤثرمداخله کندوآن رابهم بزند،پارازیت نامیده می شود.منبع پارازیت می تواندازفرستند،گیرنده ی پیام،محیط طبیعی یامحیط اجتماعی باشد[شعاری نژاد،1385].

یادمن باشدکه...

راهنمای برقراری ارتباط باکودکان

نکته هاوتوصیه های زیاد می توان برای برقراری ارتباط مؤثرباکودکان بیان کرد.علاوه برمواردی که درمقاله هاومطالب آمده است به منظور تسهیل درارائه موضوع،تصمیم گرفتیم نکات عمده رادرقالب دیگری بیان کنیم.دراین صفحه،10نکته مهمبرای برقراری ارتباط مؤثرباکودکان رامیخوانید.

ارتباط،موضوعی است که به نگرش های ماوابسته است.شایدکسی دراهمیت ارتباط شکی نداشته باشد،امانوع مواجهه باآن دربین افرادمتفاوت است.سه انسان سخت گیر،متعادل وآسان گیرراتصورکنید.فقط رفتاراین افرادمتفاوت نیست،به احتمال زیادنگرش آن هابه موضوعاتی چون:انسان،زندگی،تربیت،انضباط،ارتباط و...هم متفاوت خواهدبود.به این ترتیب،نگرش هرمعلم به آموزش وپرورش،دانش آموز،پیشرفت وهوش واستعداد،نقش تعیین کننده ای دررفتارهای ارتباطی اوخواهدداشت.نکته هایی که دراین قسمت آمده است،می تواندبه شمادرشناخت وارزش یابی نگرش هایتان کمک کند.

1.ذات تربیت نه درآموزش،بلکه درمحبت است.(پ.ن:جمله ای ازپستالوژی(1746-1827م)مربی معروف سوئیسی

2.همه دانش آموزان،درانسان بودن مشترکند(همه ی دانش آموزان به یک اندازه انسانند.)

3.به دانش آموزانم درحرف وعمل نشان بدهم که دوستشان دارم.

4.ارتباط مؤثرنه تنهاباعث شادابی ونشاط دانش آموزان وکلاس می شود،بلکه درروحیه ی خودم هم تأثیربسیارمثبتی خواهدداشت.

5.نسبت به شخصیت ووضعیت تک تک دانش آموزانم حساس باشم.

6.ممکن است درکلاسم دانش آموزانی باشندکه نادیده گرفته شوندیاکمترموردتوجه قرارگیرند.

7.گاهی یک ارتباط مؤثرمیتواندمعجزه کندوموجب اوج گرفتن کودکان شود.

8.من فقط آموزنده ی مطالب درسی نیستم.من میتوانم راهنمای زندگی دانش آموزانم باشم.

9.ارتباطمؤثر،امکان انگیزشی بسیارکارآمداست.

10.لبخندمعلم،پلی است بین اوودانش آموزان.(پ.ن:جمله ای ازاستاددکترعلی اکبرشعاری نژاد)

برقراری ارتباط مؤثروسازنده باکودک   (دکترابراهیم فتح اللهی عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور وقرآن پژوه)

سرآغاز

دنیای کنونی دنیای فاصله هاست.میلیون هانفردرکناریکدیگر،تنهازندگی می کنند. خاصیت نظام های اجتماعی جدیدکه مبتنی برصنعت وماشین است،این است که بالاجبارآدم هاراازهم جدامی کندوفرصت برقراری ارتباط راازآن هامیگرد.سرعت برای رسیدن وعجله وشتاب برای دیرنکردن،جزءعادت های امروزی بشرشده است.گویابایددرجنون سرعت به طور دائم مسابقه بدهیم وهیچ وقت هم به آن چه که بایدبرسیم،نرسیم.این جنون سرعت سبب ایجادهرچه بیشترفاصله هامی شودوارتباط ادم هابایکدیگردرجریان زندگی روزمره به حداقل می رسد.درحالی که نیازبه برقراری ارتباط بادیگران جزونیازهای فطری هرانسان است وهمین نیازبه هم نوع وزیستن درکنارهم نوعان،سبب پیدایش اجتماعات بشری واحساس نیازبه قانون ودرنهایت شکل گیری تمدن هامی شود.

می توان گفت:«قانون وتمدن،فرع براجتماع است واجتماع ازطریق برقراری ارتباط بین آدمیان حاصل می شود.فطرت انسان نیزاجتماعی آفریده شده است.»بنابراین تلاش درجهت برقراری ارتباط واستحکام بخشیدن به روابط بین آحادبشرعملی درجهت نیازهای فطری بشراست.وبرعکس هرعاملی که به نوعی سبب گسست ارتباطات بین آحادجامعه می شودعاملی ضدتمدن است.

جایگاه خانواده درشکل گیری نظام ارتباطات

سؤال اساسی که دراین جاپیش می آید،این است که خاستگاه اولین ارتباطات کجاست؟واولین نهادی که منشأروح جامعه گرایی انسان بوده وسبب استحکام پیوندهاوارتباطات اجتماعی اوشده،کدام است؟

درپاسخ بایدگفت:نهادخانواده،اولین واصلی ترین نهاداتماعی است که برای پاسخ دادن به نیازاصیل وفطری انسان یعنی نیازبه حضوردرجامعه شکل می گیرد.

پدرومادرهسته ی اولیه خانواده راتشکیل می دهندوتولدفرزندان استحکام آن رازیدکرده،شورخاصی به زندگی می بشد.پدرومادرنیازبه دوست داشتن ودوست داشته شدن راباامرمقدس ازدواج تأمین می کنندوباتولدفرزندان،روح فداکاری وازخودگذشتگی و زندگی به خاطردیگری راتجربه می کنند.پدرومادر درسال های اولیّه زندگی فرزند،نقش حامی وپشتیبان رابرای اوایفامی کنند.بابزرگ شدن فرزند،نقش پدرومادربیشترجنبه ی تربیتی پیدامی کندوآینده ی اخلاقی،فرهنگی،تحصیلی وشغلی فرزندبرای پدرومادریک مقوله ی مهم تلقی می شود،بنابراین سعی می کنندعمده ی تلاش خودرابرتربیت صحیح اومعطوف کنند.چندسال بعدودرسنین بلوغ،پدرومادرعلاوه برنقش حمایتی سعی می کنندنقش هدایتی ومشاوره ای برای فرزندشان داشته باشند.هرچندکه دراین مرحله،ازمؤسسات اجتماعی نظیرمدرسه،دانشگاه،مکان های فرهنگی وفضای عمومی فرهنگی نیزبهره واستمداد می جویند.بعدازعبورازاین مرحله،فرزندبه سمت مستقل شدن ازهسته ی اولیه خانواده پیش می رودوبه عنوان یه شخصیت مستقل به دنبال تشکیل کانونی جدیدبرای زندگی آینده ی خوداست.به همین دلیل باگرایش به سوی جنس مکّمل،به ازدواج روی می آوردوبدین ترتیب نظام زندگی اجتماعی انسان به پیش می رود.

ویژگی اساسی زندگی انسان

نکته جایزاهمیت درزندگی انسان که اوراازحیوانات جدامی کند،دراین است که حتی با تشکیل زندگی جدیدباخانواده های قبلی قطع نمی شودودامنه ی ارتباطات بین سه نسل،گسترش می یابد.

زیبایی زندگی انسان دقیقاًدرهمین نکته نهفته است که درهریک ازمراحل زندگی،عامل اصلی دل گرمی ودل بستگی انسان به اصل زندگی«همین ارتباطات است.البته جنس ارتباط درهریک ازمراحل رشدونموانسان بااطرافیان وجامعه متفاوت است،اگرچهارتباطات ولیه ی والدین بافرزندان دردوران طفولیت،درشکل گیریی شخصیت فرزندان تأثیربی بدیل دارد.

مدیریت برقراری ارتباط بافرزندان ونحوه ی استمرارآن،هنری است که به توانایی پرومادربستگی دارد.

اگراین ارتباط به نیکویی مهندسی وطرّاحی شود،ازبسیاری ارآسیب های اجتماعی که دامن گیرجوامع امروزی است،جلوگیری خواهدشد.

مهارت برقراری ارتباط سالم بین زن وشوهر،برای ایجادکانونی گرم درتربیت فرزندان، گام اول است.درمرحله ی دوم برای شناخت مراحل رشدفرزندان بایدپدرومادر،قبل ازهرگونه تصمیمی درجهت فرزنددارشدن باآموزش های لازم آشناشوند.گام بعدی هماهنگی درتربیت وهم پوشانی نقش یکدیگردرشدعواطف فرزنداست که مهمترین عواملموفقیت دربرقراری ارتباط سالم ومنطقی بین والدین وفرزندشان به شمارمی اید.

روش های مؤثردربرقراری ارتباط باکودک براساس تعالیم دینی

درتعالیم دینی که مبتنی برتئوری فطرت است،دستورهاوروش های خاصی درنحوه ی برقراری ارتباط مؤثروسازنده بین والدین وفرزندانشان توصیه شداست که به برخی ازآن هااشاره می شود:

  1.اظهاردوستی ومحبت به فرزندان

پیامبر اسلام(ص)می فرمایند:«احبّوالصبیان وارحموهم».فرزندان خود رادوست بداریدوباآنها مهربان باشید.

یکی اززمینه های برقراری ارتباط مؤثر وسازنده بین نسل پیشین ونسل جدید،بخصوص بین پدرومادربافرزندان این است که مقوله ی محبت ودوست داشتن ازمرحله قبلی فراتررفته وبه مرحله ی بیان واظهار برسد.

این که پدرومادرمهر قلبی ودرونی خودرااظهار کنند،ایمنی روحی وامنیت روانی به فرزند می بخشد واین احساس امنیت در کمال شخصیتی فرزند،تأثیرمی گذارد.پدرومادر می تواند بابیان جملاتی نظیر«فرزندم،من شمارا خیلی دوست دارم.»یا « توبرایمن خیلی مهم هستی.» یا« من همیشه ازخداوندفرزندی چون تومی خواستم.» یا« من همیشه خدا راسپاس گزارم که فرزندی مثل توبه من عطا کرد.» درروح وروان اونفوذ کرده واطمینان کافی برای زندگی رادردل اوایجاد می کند.این هاسنگ بنای اولیه ی ارتباطات بین والدین وفرزندان محسوب می شوند.

2.فرصت ابرازوجود فرزندان

فرزندان برای تمرین عملی حضور درزندگی اجتماعی نخستین تجربه هارانزد پدرومادر می آموزند.ایجاد فضای لازم درون خانه برای مطرح شدن ودیده شدن وبه حساب آوردن فرزندان،آنهارا آماده تروپخته تر می کند،وقت گذاشتن وحوصله به خرج دادن ومشتاقانه به حرف فرزندان گوش کردن ،آن هارا عادت می دهدکه همواره به عنوان پشتوانه ای قوی به پدر ومادر خود تکیه کنند وبه دلیل ارتباط عاطفی  که بین آنها ووالدین ایجاد می شود ،زمینه های ارتباطی سال های آینده به وجود می آید.یکی ازمشکلات بارزی که گاهی درروابط پدرومادر ازیکسو وفرزندان ازسوی دیگر پیش می آید،قطع ارتباط درسنین جوانی فرزندان وپیری والدین است.دلیل مسئله دراین است که دونسل فاقدزبان مشترک برای گفت وگوهستند وازادبیات متفاوتی دربیان دید گاه هاونظرات خوداستفاده می کنند.این مشکل راباید درسال های اولیه دوران طفولیت فرزندان جستجو وحل کرد.بنابراین عادت دادن فرزندان به گفتگو باسایر اعضای خانوادهوتمرین صبوری درگوش دادن به حرف دیگران ورعایت کردن سنین اعضای خانواده وهم چنین حفظ حدود وحرکت واحترام دیگران جزوبرنامه های مؤثردراین زمینه به شمار می آیند.

3.آموزش مشورت به فرزندان

فرزندان مابایدیادبگیرندکه بامشورت کردن با دیگران نوعی شریک شدن درعقل دیگران است وفرد می تواندازنتیجه ی تفکرات وتجربیات سایر افرادخانواده ویاجامعه بهره مند شود.لذاتمرین عملی مشورت خواهی یامشورت دهی درامورباید ازدوران طفولیت به فرزندان آموزش داده شود.مشارکت دادن فرزندان درمباحث مربوط به خانواده وتعریف نقش برای هریک ازاعضای خانه وعمل جمعی درمورد تصمیم های مشترک ،زمینه های ارتباط مؤثر وسازنده راتقویت می کنند.

4.بازی باکودکان

اهمیّت دادن به رشد استعدادهای کودکان موجب می شود که به عوامل مؤثر درشکوفایی این استعداد هابیندیشیم.فرزندان درسنین اولیه ،مجموعه ای از توانایی های نهفته رادارندکه هریک ازطریق خاصّی تحریک شده وبه مرحله ظهورمی رسند.همراهی بادنیای کودکانه ی آن هاوورودواقعی درفضای شادی های کودکانه ،بهترین زمینه ی اتصالی وارتباطی رابین والدین وکودکان به وجود می آورد.درسیره عملی پیامبراکرم (ص) آمده است که بانوه های خود-امام خسن وامام حسین علیهما السلام-اوقاتی رابه بازی سپری می کردوحتی روزی کودکان همسایه ازاوتقاضاکردندکه مثل نوه های خودباآن هانیز بازی کندوپیامبر (ص) باکمال خوش رویی تقاضای آن ها راپذیرفت.

ورودواقعی در فضای زندگی کودک ایجاب می کندکه پدرومادر هم، زبان کودکی بگشایندوهم مثل کودک خودتصمیم بگیرندازشادی های زندگی اولذّت ببرند.

5.زبان قصّه

یکی ازروش های تربیتی مؤثر که قرآن بارها ازآن بهره برده است،روش قصّه گویی است.درسوره ی یوسف آمده است :«نَحنُ نَقصّ علیک احسن القصص».مابهترین قصه هارا به تومی گوییم.

زبان قصه دربرقراری ارتباط ،یکی ازمؤثرترین زبان هاست.پدرومادربرای وروددردنیای کودکانوبرای هم زبانی بیشترباآنها،بایدتوانایی قصه سرایی راداشته باشند.پدرومادری که مهارت قصه گویی دارند ،می توانندبیشترین تأثیرتربیتی راازطریق پردازش های صحیح ایجاد کنند.زبان قصه درهای بسته قلب فرزندان رامی گشایدوحضورمؤثرپدرومادررادرزندگی کودک وشخصیت آینده ی اوتضمین می کند.نسل های پیشین وپدربزرگ هاومادربزرگ های مادرعصرکمبوداطلاعات واخبار،برای انتقال فرهنگ دیرپای این سرزمین به نسل جدید اززبان قصه بهره می بردندوتوانایی خاصی نیزدربیان قصه داشتند،وخواب آرام به امید فرداهای بهتررابه چشمان نونهالان وغنچه های باغ زندگی هدیه می کردند .اماامروزهودرعصر انفجار اطلاعات ،فرزندان رابه امان تربیت های دیجیتالی رها کردن وازخودسلب مسؤولیت کردن درنهایت به جدایی نسل هامیانجامد.

6.هم نوایی با طبیعت

یکی از بهترین زمینه های تربیتی که دررشد عاطفی فرزندان مؤثراست آشنا کردن آن هاباطبیعت است.اگر انسان بتواندارتباطی منطقی باطبیعت برقرار کند،قطعاًصدای ترنم پرندگان وپیام وزش باددرشاخسار درختان راباگوش جان خواهد شنید،به عبارت دیگر ارتباطی معنادار بادفترمعرفت کردگار پیدا خواهد کرد.سعدی درگلستان می گوید:

برگ درختان سبز درنظر هوشیار             هرورقش دفتری است معرفت کردگار

        

چگونه می توان بارازهای طبیعت هم راز وهم نوا

آیاطبیعت رافقط بایددرصحنه ی تلویزیون به نظاره نشست؟فرزندان مادرارتباط مستقیم باطبیعت خواهندتوانست روح وروان خودراجلاداده وباحضرت حق تعالی مأنوس ترشوند.پدرومادری که سعادت وعزّت فرزندخودراجست وجومی کند،بهترین فرصت تربیتی رادر حضوری آزادودربی کران طبیعت الهی،می توانندتجربه کنند.همراهی وهم قدمی بافرزنددربی کرانه ی طبیعت،درصعودبه قلّه ی یک کوه،درسپردن خودبه امواج دریا،درپاشاندن بذرهای زندگی دردل طبیعت،دررساندن زلال آب به پای یک گل،عیق ترین اثرات روحی را دراتصال عمیق یک فرزندبه پدرومادرخودبه وجودمی آوردواومی تواندبفهدکه طبیعت، مادراصلی انسان است.وچون صحنه ی معرفت پروردگاراست،بایدآن رادوست داشت وسرزندگی اش راپاس داشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 23:44  توسط محمدخسروی  | 

کارنامه توصیفی ارزیابی مستمر

فعالیت های دانش آموزان در دوره ابتدایی، شالوده اخلاق و رفتار و منش آنان را پی ریزی می کند. اخلاق همان هنجارهایی است که جامعه آن ها را پذیرفته است. بخشی از آن ها جنبه خانوادگی و بخشی دیگر جنبه سنتی و اجتماعی دارند. بچه ها در مدرسه یاد می گیرند: منضبط باشند و یا بی قید و بند. عامل خیر باشند و یا واسطه شر، کمک کننده باشند یا باج گیرنده، کنجکاو باشند و یا بی تفاوت، خلاق باشند یا تهی و دنباله رو، نقاد باشند یا خاموش، مهربان باشند یا خشن، صبور باشند یا عجول، متین باشند یا پرخاشگر. آن ها هر گونه رفتاری را یا در محیط مدرسه شخصاً تجربه می کنند و یا شاهد عینی رفتارهای دیگران هستند. این جاست که خاصیت نقش پذیری آنان جذب کنش و واکنش ها را میسر می سازد و تثبیت آنچه دیده اند و در خاطرشان مانده است، بخشی از هویت اخلاقی و رفتاری شان می شود. نقش مدرسه،خصوصاً در دوره ابتدایی، فقط آن نیست که خواندن و نوشتن و محاسبه را به دانش آموز بیاموزد، بلکه او باید برای ایفای نقشی که در جامعه خواهد داشت، آماده شود. ببینیم در مدرسه های ما چه می گذرد و دانش آموزان در مدرسه، تا چه حد برای ورود به جامعه آماده می شوند؟

 

آنچه در راستای تغییرات باید مورد توجه باشد، پذیرش اصل تغییر و اصول حاکم بر آن است. مجریان برنامه ها معلمان هستند. پذیرش یا عدم پذیرش تغییر از جانب آنان، شرط اساسی توفیق طرح ها و برنامه هاست. طرح ارزشیابی مستمر، بعد از دو نوبتی شدن امتحانات، برای مدرسه ها لازم الاجراست. در آیین نامه قبلی امتحانات، میانگین نمرات کلاسی، یکی از عوامل تأثیر گذار در نمره امتحانی بود که مثلاً در درس ریاضی دوره دبستان، ده نمره به آن تعلق می گرفت. در آیین نامه جدید امتحانات دوره آموزش عمومی، در فصل اول چنین آمده است:

 

در آموزش ابتدایی و راهنمایی تحصیلی، ارزشیابی از فعالیت های آموزشی و پرورشی، از وظایف معلمان است که به منظور کارایی و اثر بخشی مدارس و مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یاددهی – یادگیری، جهت نیل به هدف های زیر انجام می شود:

 

1- ارزیابی مستمر پیشرفت تحصیلی و تربیتی دانش آموزان

2- آگاه ساختن دانش آموزان از میزان پیشرفت تحصیلی و تربیتی خود و نیز مطلع ساختن اولیای آنان از وضعیت تحصیلی فرزندانشان.

3- پرورش استعدادها و پرورش روحیه تلاش و پشتکار و ابتکار و رقابت های سالم در دانش آموزان.

آنچه در اولین هدف قابل توجه است، کلمه " ارزیابی " است. این کلمه در فرهنگ دهخدا این طور معنی شده است: عمل یافتن ارزش هر چیز. و در فرهنگ معین سنجش و بررسی هر چیز و بر آورد کردن ارزش آن.

 

بنابراین " ارزیابی مستمر" ، در اصل با هدف شناخت و سنجش توانایی ها و بر آورد کردن کیفیت فعالیت های دانش آموزان و ایجاد بستر مناسب برای پیشرفت تحصیلی و تربیتی و اخلاقی طراحی شده است. در حال حاضر، تفاوت کلمه های " ارزیابی " و " ارزشیابی " و شیوه کاربست آن ها در فرآیند آموزش و پرورش، کاملاً محسوس است. به روشنی مشاهده می شود که در اغلب مدرسه ها، عمل ارزشیابی رونق بیشتری دارد و ارزیابی که محتاج تأمل بیش تر معلم در رفتار و کردار و خلق و خو و استعداد دانش آموز است، به آسانی انجام نمی شود.

 

در مراحل اولیه، بایستی به " ارزیابی مستمر " فعالیت های دانش آموزان اقدام کرد و در مراحل نهایی است که می توان به کیفیت رشد یا رکود فعالیت ها و رفتارها و تعاملات دانش آموزان، کمیت خاصی را اختصاص داد و به " ارزشیابی " پرداخت.

اگر تصور کنیم، با امتحان گرفتن مکرر هفتگی و ماهانه و نمرات پی در پی، به هدف ارزشیابی مستمر رسیده ایم، مرتکب اشتباه شده ایم.

منبع:تبیان

مجله رشد آموزش ابتدایی، شماره 5 

شکوه تقدیسیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 20:35  توسط محمدخسروی  | 

ارزشیابی و 97 نکته مهم درباره آن

" ارزشیابی " یکی از ارکان مهم آموزش و پرورش و بخش جدایی ناپذیر آن است، آموزش و پرورش فرایندی متشکل و به هم پیوسته است که تمام اجزای آن به گونه ای سازمان یافته برای رسیدن به هدفی معین فعالیت می کنند.
در پایان هر یک از برنامه های آموزشی ، معلمان علاقه مندند میزان تغییرات حاصله در رفتار دانش آموزان را بررسی کنند تا معلوم شود ، چه اندازه به هدف های مورد نظر نزدیک شده اند. این عمل را اصطلاحاً ارزشیابی یا امتحانمی  گویند که در نگارش های نوین بر خلاف گذشته دارای هدف های مهم تر و گسترده تری می باشد.

اینک ، ارزشیابی و 97 نکته مهم درباره آن :

1. ارزشیابی ، یکی از ارکان هر برنامه آموزشی است.
2. ارزشیابی ، به طور اخص ناظر اندازه گیری کیفیت ، کمیت و نوع تغییرات حاصل شده در رفتار دانش آموزان است.
3. ارزشیابی ، آگاهی از میزان کارآیی و کار آمدی عوامل مؤثر در آموزش و پرورش است.
4. ارزشیابی ، تنها به امتحانات پایانی محدود نمی شود.
5. ارزشیابی وسیله ای کار آمد و بی بدیل است برای هدایت مستمر یادگیری دانش آموزان.
6. ارزشیابی برای برنامه ریزی ، تدریس و تصمیم گیری ، امری ضروری و پایه ای است.
7. ارزشیابی مطلوب ، مستقیماً در بهبود یادگیری دانش آموزان مؤثر است.
8. دانش آموزان نیز از طریق ارزشیابی به نقاط ضعف و قوت خود پی می برند.
9. ارزشیابی مستمر ، باعث مرور و بازتولید مطالب آموخته شده توسط دانش آموزان می شود.
10. ارزشیابی مستمر ، نظارت گام به گام بر تحقق هدف های رفتاری است.
11. معلم از طریق ارزشیابی، روش تدریس و طرح درس خود را ارزیابی می کند.
12. امتحان وسیله ای است مناسب برای تفهیم هدف های درسی به دانش آموزان.
13. نتایج امتحانات موجب شناخت تفاوت های فردی دانش آموزان می شود.
14. امتحان نباید وسیله تهدید امنیت روانی دانش آموزان شود.
15. ارزشیابی دانش آموزان ، نباید تحت تأثیر قضاوت شخصی و حالات عاطفی معلم قرار گیرد.
16. در جریان ارزشیابی باید سعی کرد فضای روانی مناسب و خالی از اضطراب برای بچه ها فراهم کرد.
17. سؤال های امتحانی باید با محتوای مواد آموزشی سازگار باشند.
18. سؤال های امتحانی را باید از مطالب مهم  محتوای آموزشی که بر یادگیری آن ها تأکید شده است ، طرح کرد.
19. سؤال های امتحانی باید توانایی دانش آموزان را در سطوح مختلف یادگیری بسنجند.
20. سؤال های امتحانی باید معرف واقعی هدف های آموزش درس مورد نظر باشند. ( سنجش کار آمد )
21. خطای اندازه گیری آزمون باید کم باشد تا باعث اعتبار آن شود.
22. هدف نهایی از انجام امتحان ، بهبود کیفیت یادگیری است.
23. در طراحی سؤال های امتحانی از جدول دو بعدی ( هدف های رفتاری – فهرست محتوا ) استفاده شود.
24. با توجه به برایند یادگیری ها ، از انواع ابزار آزمون استفاده شود.
25. متن سؤال های امتحانی با بیانی ساده ، روشن ودور از ابهام نوشته شود.
26. از طرح پرسش های چند پهلو و گمراه کننده جداً اجتناب کنید.
27. متن سؤال ها را به صورت جملات مثبت بنویسید.
28. سؤال های امتحانی را عیناً مانند سؤال های کتاب و به صورت کلیشه ای ننویسید.
29. از دادن حق انتخاب به دانش آموزان برای این که ازمیان سؤال ها ، چند سؤال را انتخاب کنند و پاسخ دهند ، خودداری کنید.
30. هر سؤال امتحان باید مستقل از سؤال های دیگر باشد.
31. سؤال های امتحانی را از ساده به مشکل بنویسید.
32. اگر امتحان دارای سؤال های متنوع است ، آن ها را گروه بندی کنید و سؤال های هر گروه را به دنبال هم بنویسید.
33. سؤال های کتبی را طوری بنویسید که به آسانی خوانده شوند.
34. سؤال ها را با فاصله مناسب بنویسید .
35. سؤال های انشایی را در ورقه ها یا جزوه جداگانه و سؤال های عینی را نیز در ورقه جداگانه بنویسید و در امتحان ابتدا سؤال های عینی را به دانش آموزان بدهید ، بعد سؤال های انشایی را .
36. ایجاد شرایط فیزیکی و عاطفی مناسب در جلسه امتحان ضروری است.
37. فضای امتحان باید خالی از عوامل برهم زننده تمرکز حواس دانش آموزان باشد.
38. در جلسات امتحانی با فرد فرد دانش آموزان رابطه ای دوستانه و محبت آمیز بر قرار کنید.
39. دانش آموزان را در مورد نحوه امتحان راهنمایی کنید.
40. ورقه های امتحانی را به صورت ناشناخته تصحیح کنید.
41. در تصحیح اوراق امتحانی ابتدا سؤال اول را در تمام اوراق تصحیح کنید. سپس سؤال دوم را و بعد سوم و به همین ترتیب تا آخر .
42. محتوای سؤال های امتحان را از آنچه تدریس شده است ، استخراج کنید.
43. سعی شود سؤال های امتحانی پایاپی و ثبات داشته باشند.
44. سؤال های مرحله ای را طوری طرح کنید که دانش آموزان بتوانند در یک جلسه درس به آن ها پاسخ دهند و دنباله امتحان به زنگ تفریح نکشد که باعث حواس پرتی دانش آموزان شود.
45. ارزشیابی را جزئی از فرایند آموزش بدانید نه به عنوان نقطه پایان تدریس.
46. راهبردهای آموزشی و ابزار ارزشیابی ، باید با هم سازگاری داشته باشند.
47. سؤال های امتحانی طوری طرح نشوند که فقط محفوظات دانش آموزان را بسنجند.
48. از طرح سؤال های بسیار سخت و بسیار آسان خودداری شود.
49. ارزشیابی نباید جای هدف های آموزشی را بگیرد و به عنوان هدف مطرح شود.
50. ارزشیابی و امتحان را همانند سایر فعالیت های آموزشی بدانیم.
51. ارزشیابی تنها برای صدور جواز عبور شاگردان از یک پایه به پایه دیگر نیست.
52. ارزشیابی باید وسیله پیش بینی باشد ؛ یعنی نشان دهد که شاگرد در چه زمینه ای می تواند به موفقیت برسد.
53. ارزشیابی را نباید صرفاً به منظور نمره دادن و مقایسه دانش آموزان و تعیین افراد قوی و ضعیف به کار برد.
54. در ارزشیابی به نتیجه عملکرد شاگردان درپاسخ به سؤال های مطرح شده اکتفا نکنید.
55. در ارزشیابی ، خود را محدود به انواع تست های کتبی و شفاهی نکنید.
56. ارزشیابی تدریجی و تراکمی ، باید به طور  مستقیم و با اعلام قبلی صورت گیرد.
57. ایجاد محیط رعب و وحشت برای امتحان ، دانش آموزان مضطرب را مضطرب تر می سازد.
58. انتظارات خود را از دانش آموزان در مورد امتحانات مشخص کنید.
59. تأکید بیش از حد بر ارزش نمره بالا و منوط کردن ارزشمندی کودک به نتایج امتحانات وی ، باعث بالا رفتن اضطراب در بچه ها می شود.
60. نمره دادن فقط جزئی از فرایند ارزشیابی است.
61. ارزشیابی باید بلافاصله پس از تعیین هدف های آموزشی معلوم شود.
62. سؤال ها باید واضح و روشن طرح شوند و زیاد طولانی نباشند.
63. امتحانات نباید بر تمام ضوابط و موازین آموزشگاه حکومت کند.
64. هدف از ارزشیابی و امتحان ، شناختن و شناساندن است.
65. نسبت به امتحان نگرش مثبت ایجاد کنید.
66. موفق نشدن در امتحانات را نمی توان فقط به خود دانش آموز و فعالیت های او نسبت داد.
67. شیوه پرسش خود را از مطالب تدریس شده ، برای دانش آموزان مشخص کنید.
68. جلسات امتحانی را با کلام زیبا و آرام بخش الهی شروع کنید.
69. عدم موفقیت دانش آموزان را در امتحان ، دال بر بدی شخصیت آن ها ندانید.
70. سؤال های امتحانی را با عنایت به هدف های رفتاری ، طراحی کنید.
71. هیچ یک از آزمون ها به تنهایی ارزشیابی دقیقی از فرایند یادگیری و پیشرفت تحصیلی به حساب نمی آید.
72. ارزشیابی خود را به یک نوع وسیله سنجش محدود نسازید.
73. در هر امتحان عدالت را حاکم کنید و شرایط یکسان برای همه به وجود آورید.
74. اگر ارزشیابی به نحو شایسته انجام نگیرد ، اثر منفی بر یادگیری می گذارد.
75. آموزش و ارزشیابی باید هدف های یکسانی را دنبال کنند .
76. هدف از امتحان ، غافلگیر کردن دانش آموزان نیست.
77. یکی از ویژگی های ارزشیابی مطلوب ، کارامد بودن آن است.
78. تعداد سؤال های مربوط به یک هدف و یک محتوا باید متناسب با اهمیت آن ها باشد.
79. یک آزمون باید قدرت تشخیص داشته باشد.
80. در اجرای امتحان ، نباید به " سرعت در پاسخ دادن " اهمیت زیادی داد.
81. استفاده از چهار یا پنج نوع سؤال متفاوت در یک آزمون ، امتیاز به حساب نمی آید.
82. معلم نباید یک نوع سؤال را بر انواع دیگر برتری دهد و همواره از آن استفاده کند.
83. سؤال های امتحانی را با دقت طرح کنید و به طور خوانا بنویسید.
84. اگر دانش آموزان هنگام امتحان ، سؤال داشته باشند، باید به آن ها پاسخ داد ، اما آن ها را تشویق به سؤال کردن نکیند.
85. خواندن سؤال های امتحانی برای دانش آموزان ضرورت ندارد ، مگر دانش آموزانی که مشکل خواندن داشته باشند.
86. تردید در روایی یک آزمون احتمال تقلب را افزایش می دهد.
87. اضطراب زیاد در جلسه امتحان باعث افت عملکرد دانش آموزان می شود.
88. دادن ضریب بیش تر به سؤال هایی که توانایی و استعداد مهم تری را می سنجند ، منطقی است.
89. نمرات خام هر امتحان در نفس خود معنای زیادی ندارند.
90. یک آزمون هر اندازه هم خوب باشد اگر به نحوه شایسته ای اجرا و نمره گذاری نشود ، روایی و اعتبار آن به خطر می افتد.
91. در آگهی هر آزمون نه تنها باید تاریخ برگزاری آن ، بلکه تعداد سؤالها و نوع آن ها را نیز مشخص کنید.
92. آموزش و ارزشیابی و نمره گذاری باید هدف های یکسانی داشته باشند.
93. تغییرات نظام آموزشی باید در راستای تغییر بنیادی نظام سنجش و ارزشیابی باشد.
94. نمره خام به تنهایی بیان کننده میزان پیشرفت یا عملکرد دانش آموزان نیست.
95. به ارزشیابی در حیطه های نگرشی و مهارتی بیش تر توجه کنید.
96. ارزشیابی باید بتواند فراگیران را در امر یادگیری کمک کند.
97. به ارزشیابی های گروهی ، به خصوص در کلاس های ابتدایی بها بدهید.

منبع: تبیان معلمان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 20:30  توسط محمدخسروی  |